احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى -
پيش از بحث و بررسى احتمالات چهارگانه ، بايستى مقصود از معنى را بدانيم ، يعنى وقتى كه مىگوئيم : انسان يا جهان معنىدار ، منظور از « معنى » چيست منظور از معنى در اين مبحث مفهوم لغوى و متداول آن نيست كه از الفاظ و ديگر علامات و قالبها استفاده مىشود . بلكه منظور اينست كه انسان در همين كالبد مادّى و با فعّاليّتهاى طبيعى مغز و زندگى محدود در ساليانى محدود خلاصه نمىشود ، بلكه انسان حقيقتى است كه بعنوان يكى از اجزاء بسيار با اهمّيّت جهان هستى در آهنگ كلَّى وجود قرار گرفته ، از آغازى معقول رو به پايانى معقول در حركت است ، وجود او مستند به يك حكمت و ارادهء كلَّى الهى است كه در عرصهء طبيعت جلوه نموده در مسير راه رشد ، حلقهء اتّصال طبيعت و ماوراى طبيعت مىگردد ( 1 ) و اگر به همين مسير ادامه داد ، به شكوفائى و به ثمر رسيدن شخصيّتش در گذرگاه ابديّت توفيق مىيابد .