سرگذشت زندگى انبياء عظام و اوصياء و اولياء اللَّه است كه در نهايت شهامت و از خود گذشتگى و احساس قدرت در خويشتن وابسته به خدا ، بزرگترين و مؤثّرترين گامها را در راه قرار دادن بشريّت در مسير تكامل برداشتهاند .
3 - بايد متوجّه شد كه مسألت از خداوند غير از تكليف معيّن كردن به آن ذات اقدس است ، آنچه كه عقل و وجدان در مىيابد و پيامبران الهى در رسالتهايشان آن را ابلاغ فرمودهاند ، مسألت از خداوند است ، نه تعيين تكليف براى او . اگر شمارهء دوّم اين مبحث را درست مورد دقّت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه مسألت از خداوند سبحان همراه با حالت تسليم مطلق است ، چونان تسليم تابلوى بىاختيار در زير دست نقّاش چيره دست .
4 - اگر انسان بتواند به آن وارستگى روحى نائل گردد كه دعا و مسألت از خداوند را يكى از حالات ارتباط با او تلقّى نمايد ، نه حالت طلبكارى و نه حالت درخواست نقض و وارد كردن اختلال در نظم و قانون هستى ، و همچنين احتياج و نيازى را كه موجب بروز حالت نيايش و مسألت براى وى گشته است ، در حقيقت از الطاف خفيّه خداوندى تلقّى كند كه موجب موفّقيّت به حالت روحانى نيايش و مسألت گشته است ، چنين انسانى مىتواند از برقرار كردن ارتباط با خدا بهرههاى ملكوتى بردارد .
5 - استجابت دعا و مسألت با بر آورده شدن احتياج ، هجوم بر قوانين هستى با سيستم بسته نيست . اين اعتراض از مترلينگ و برخى ديگر است كه براى ردّ دعا و مسألت گفتهاند كه امكان پذير بودن استجابت مسألت ، منتهى به نقض قوانين هستى مىگردد . پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا اوّلا سيستم طبيعت و قوانين آن ، براى ما انسانهاى طبيعت نشين و محاط با طبيعت نمايش سيستم بسته دارد ، چنان كه مولوى در ديوان شمس به آن اشاره مىكند :
عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك
مىرود و مىرسد نو نو اين از كجاست