3 - بعد شهودى - در نظر ابتدائى در دو قضيّهء مورد بحث ( علمى طبيعى و رياضى ) هيچ موضوعى براى شهود ديده نمىشود . ولى اگر از ديدگاههاى سطحى در بارهء دو قضيّهء مورد بحث عبور كنيم مىتوانيم با سطوح يا ابعاد ديگرى از آن دو روبرو شويم كه ما فوق ارتباط علمى محض ما با آن دو قضيّه مىباشد . اين بيت زير را مورد دقّت قرار بدهيم :
ذرّهها ديدم دهانشان جمله باز
گر بگويم خوردشان گردد دراز
مولوى
در بيت فوق استناد به شهود نموده مىگويد : « ذرّهها ديدم » آنچه را كه مولوى و امثال وى از راه حواسّ و تعقّل در اين دنيا درك ميكنند ، عبارتست از ارتباط تفاعلى ذرّات آب مثلا با ريشهء درختان و گلها و غير ذلك و اين درك يك امر همگانى است و نيازى به شهود و رؤيت شخصى كه ما فوق حسّى و عقلى باشد ، ندارد . حال بايد ديد ارباب شهود در پديدههاى عالم طبيعت چه مىبينند كه ديگران نمىبينند مولوى مىگويد :
لقمه بخشى آيد از هر كس به كس
حلق بخشى كار يزدانست و بس
حلق بخشد جسم را و روح را
حلق بخشد بهر هر عضوى جدا
برگها را برگ از انعام او
دايگان را دايه لطف عام او
رزقها را رزقها او مىدهد
ز ان كه گندم بىغذائى كى زهد
موضوع شهود عبارتست از آن حقيقتى كه تفاعل موادّ را از حركت يا حركت را از تفاعل بجريان مىاندازد و ذرّه را به ميدان عوامل ابقاى وجودى آنها هدايت مىكند ، و عوامل ابقاى وجودى را به طرف ذرّهها مىكشاند .
بعبارت مختصرتر هويّت هر موجودى را در مجراى حركت قرار مىدهد . لذا بايد گفت : در همهء قضاياى علمى كه از طبيعت و ارتباط انسان با آن ، بدست مىآيد ، يك موضوع عمومى قابل شهود وجود دارد . و موضوعات ديگرى كه از مجموعهها و رويدادهاى عالم طبيعت ، قابل شهود مىباشند ، همان