تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
برترى جوئى حقيقتى را سراغ ندارد مىنگريد . 3 - چرا ارزش شخصيّت حقيقى خود را نمىدانيد و مىخواهيد با قيافهء ساختگى و ظاهرسازى با من روبرو شويد . از مأموريّت الهى من آن گاه برخوردار خواهيد گشت كه با موجوديّت حقيقى خود با من روياروى قرار بگيريد . من كارى با قيافهء ساختگى و تصنّعى شما انجام نخواهم داد . اين است عرفان مثبت اسلامى كه رهبرش بيش از همه به رهروى خود ايمان دارد و موجوديّت انسانها را در منطقهء جاذبهء خود نمىخشكاند و متوقّف نمىسازد . 4 - عرفان مثبت و خود را فوق خطا ديدن . . دو مفهوم متضادّ است كه به هيچ وجه با همديگر سازگار نيستند . حقّ يعنى خواسته اى از خواسته‌هاى خداوندى كه در ديدگاه انسانها جلوه مىكند ، كدامين عرفان است كه مىتواند خود را ما فوق حقّ تلقّى كرده و خواستهء خداوندى را پائينتر از خود تلقّى نمايد . من رهگذر عرفان ايمان دارم به اين كه اگر عنايت خداوندى كه مالكتر از من به من است ، كفايتم نكند ، مصون از خطا نيستم ، تكرار جدّى إِهدِنا الصّراطَ المُستَقيم در جدّىترين حالات روحى كه نماز است تا نفس آخرين خود دليل قرار گرفتن آدمى در معرض خطا و انحراف است . اين بود نمونه اى از اوصاف عرفان مثبت اسلامى كه انسان كامل علىّ بن ابي طالب عليه السّلام تجسّمى از آن است . كه سلمانها و ابو ذرها و مالك اشترها و اويس قرنىها و حجر بن عدىها و رشيد هجرىها و ذو الشّهادتينها و عمّار بن ياسرها و ميثم تمّارها تربيت كرده و آنانرا از گذرگاه تاريخ انسانى انسانها ( نه تاريخ طبيعى انسان نماها ) رهسپار كوى ربوبى نموده است . با توجّه همه جانبه به تعريفى كه در بارهء عرفان مثبت اسلامى نموديم و با مطالعهء دقيق در حيات عرفانى امير المؤمنين عليه السّلام به اين نتيجه مىرسيم كه هيچ راهى و مقصدى در بارهء عرفان مثبت قابل مقايسه با عرفان علىّ
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304 | محمد تقي جعفري