بخشيدن به عدالت خوددارى نكنيد . اگر عنايت خداوندى كه مالكتر از من به من است ، كفايتم نكند من داراى شخصيّتى فوق خطا نيستم . قطعى است كه من و شما بندگان مملوك پروردگار هستيم كه جز او خداوندى وجود ندارد .
او است مالك مطلق نفوس ما كه بالاتر از مالكيّت خود ما است ، او است كه ما را از مراحل پائين حيات به مراحل عالى حركت داده ، گمراهى ما را به هدايت و نابينائى ما را به بينائى مبدّل ساخته است » .
اين است عرفان مثبت اسلامى كه در حسّاسترين موقعيّت بشرى كه زمامداريست در ذات مبتهج انسان كامل علىّ بن ابي طالب شكوفا شده است : 1 - سپاسگزارى در مقابل چه آيا يك عارف براى ابتهاج ذات خود كه براى او مانند تنفّس در حيات طبيعى تلقّى شده است ، مىتواند مزد و پاداش طلب كند مگر آزاد ساختن شخصيّت از چنگال تمايلات و به حركت در آوردن آن در گذرگاه كمال بسوى كمال مطلق دستمزد مىخواهد مگر ورود به قلمرو انسانيّت كه از احساس تكليف و انجام آن ، به انگيزگى ذات مبتهج آغاز مىشود قيمتى مىخواهد 2 - مگر من با شما در اين كه همهء ما كاروان پر تلاش كوى حقيقت هستيم تفاوتى وجود دارد كه بيائيد در برابر من دست تسليم و بندگى روى سينه نهاده بايستيد ، و مانند بردگان بىاختيار در مقابل جبّاران از خدا و از انسان بى خبر تملَّق كنيد و جبهه به خاك بسائيد من نيك مىدانم كه :
هر كه را مردم سجودى مىكنند
زهر را در جان او مىآكنند
وجود من در اين دنيا بايد عامل حركت و پويائى شما انسانها باشد ، نه عامل توقّف و ركود . در آن هنگام كه شما مىخواهيد در برابر من بايستيد و به من خضوع كنيد در حقيقت هم خود را از سير و حركت در مسير رشد باز مىداريد و هم شخصيّت مرا از ديدگاه غوطه وران در حيات حيوانى كه جز