ابروهايش كشيد ، هر چه به افق نگاه كرد چيزى نديد . ملاحظه مىشود كه جائى كه كج شدن يك مو مىتواند براى انسان يك ماه دروغين در فضا بسازد ، كج شدن من و منش چه خواهد ساخت اين كه عرض كردم : من فريب خورده بوسيلهء خود انسان همهء حقايق و واقعيّات را منحرف مىنمايد ، به اين معنا است كه انحراف از واقعيّات معلول خودفريبى ، غير از محروميّت از واقعيّات بوسيلهء نارسائى حواسّ و آزمايشگاهها و تعقّل و موضعگيرىهاى خاصّى است كه كم و بيش ما را در خود غوطه ور ساخته است . نارسائىهاى جبرى مزبور مورد هيچ گونه توبيخ و تأسّف و پيكار انسانها با يكديگر نمىباشد . زيرا همهء مردم با اندك توجّه مىتوانند بفهمند كه اجسام بزرگ در فاصلههاى دور كوچك مىنمايند . يك پنكهء سه شاخه در موقع حركت با شتاب دائرهء حقيقى مىنمايد ، گرما و سرما با خصوصيّتهاى پيشين اعضاى انسانى كه با اجسام گرم و سرد تماسّ مىگيرند ، اثر متفاوت بوجود مىآورند . اين همان اصل معروف « ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگريم » است كه همهء مكاتب علمى و فلسفى آن را تحت عنوان ( شيئى براى خود و شيئى براى ما ) پذيرفتهاند ، اين اصل از زمان لائوتسه ، فيلسوف چينى تا كنون با بيانات مختلف مانند قيدى كه در تعريف حكمت و فلسفه ( به قدر طاقت بشرى ) آورده شده و در جملهء زيباى فوق كه از نيلز بوهر است بيان شده است .
امّا هنگامى كه يك انسان من خود را مىفريبد و در درون خود يك من تصنّعى بوجود مىآورد ، با آن من دوم و تصنّعى به انسان و جهان و روابط و شئون آن دو مىنگرد و همهء خواستهها و انديشههاى خود را با اين من دوم و تصنّعى تنظيم مىنمايد ، انسان و جهانى غير واقعى براى خود مىسازد . و هر چه كه ساليان عمر پيش مىرود و عامل بازگرداننده اى جلو او را نمىگيرد ، تباهىها و بدبختىها و نكبتهائى است كه به خود و ديگران وارد مىسازد . ممكن است اين قبيل اشخاص معلومات بسيار فراوان بيندوزند ، ولى بدانجهت كه آن معلومات با آن من فريب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٣