ببينيد كلمهء « خدايا » در چه موردى به كار رفته است . گويندهء اين كلمه در چه موقعيّتى به فكر خدا افتاده است اين خدايا كجا و آن خدايا كجا كه مولوى در سه بيت زير مىگويد :
صد هزاران ضدّ ضدّ را مىكشد
بازشان حكم تو بيرون مىكشد
از عدمها سوى هستى هر زمان
هست يا ربّ كاروان در كاروان
باز از هستى روان سوى عدم
مىروند اين كاروانها دمبدم
نكتهء دوم - در اين عبارات ابن سينا هشدارى براى آن عدّه از اشخاص وجود دارد كه مىگويند : دين هدف اعلاى حيات انسان را ورود به بهشت و برخوردارى از نعمتهاى لذّتبار آن مىداند اين اشخاص مىبايست نخست به گفتار معروف علىّ بن ابي طالب عليه السّلام توجّه كنند كه صريحا فرموده است : « خداوندا ، من ترا نه به طمع و رغبت در بهشت مىپرستم و نه به جهت ترس از دوزخ ، بلكه ترا شايستهء پرستش ديده و مىپرستم » سپس با نظر به اين كه ابن سينا يكى از پيشتازان فلسفه و حكمت و عرفان اسلامى است ، عبارات وى را در اين مورد مىديدند كه مىگويد : « كسى كه حقّ را واسطهء رسيدن به لذايذ آخرت تلقّى كند ، ناتوانى است كه بايد به او ترحّم نمود » . مسلَّم است كه به جهت دگرگون شدن مختصّات طبيعى انسانها در عالم ابدى ، حقيقت عوامل مادّى لذّت نيز دگرگون خواهد گشت ، چنان كه در مباحث آينده خواهيم ديد ، انشاء اللَّه .
ابن سينا بهجت را به خدا نسبت مىدهد
ابن سينا در نمط هشتم در عبارت زير ابتهاج و بهجت را به خدا نسبت مىدهد :