تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
طبيعى كلوخ در عالم هستى است ، همچنين فرار حيوان ضعيف از جلو حيوان قوىّ و درنده قانون هويّت طبيعى حيات است كه ساخت ذهنى هيچ انسانى نيست . بدين ترتيب پذيرش وجود نفس يا عقل يا روح مجرّد كه مستند به دلائل قطعى است ، به هيچ وجه مستلزم پذيرش موضوعاتى ضدّ واقع و ساختهء ذهن نيست ، چنان كه برتر بودن آنها از اصول كمّى و كيفيّات محسوسهء نمودهاى فيزيكى يك فرض عارى از حقيقت نيست . پس ما بايد بجاى افراط گرى در جهان شناسى كه مىگويد : « اصلا ما واقعيّتى جز من در عالم هستى نداريم » و بجاى تفريط گرى كه مىگويد : « ما موجوداتى برتر از محسوسات فيزيكى بنام مجرّدات نداريم » ، بايد تنوّع حقائق را بپذيريم و وجود آنچه را كه در عالم هستى داراى واقعيّت است قبول كنيم ، اگر چه اجبارى براى تقيّد به اصطلاح مخصوصى مانند تجرّد و مجرّد نداشته باشيم . اكنون مىپردازيم به بيان برخى از دلائل تجريد . البتّه اين دلائل قطعا جنبهء نمونه اى دارد ، زيرا بعضى از فضلاء مىگويند : تعداد دلائل تجرّد نفس در حدود شصت دليل مىباشد .

دليل يكم - خودداورى -

ما مىتوانيم به اضافهء آگاهى بهمهء اجزاء و اعضاء برونى و فعّاليّتها و نيروهاى درونى همهء آنها را مورد موازنه و مقايسه و قضاوت قرار بدهيم . عامل اين موازنه و مقايسه و قضاوت نمىتواند يكى از آن اجزاء و فعّاليّتها و نيروهاى برونى و درونى بوده باشد ، زيرا فرض اينست كه ما همهء آنها را مورد موازنه و مقايسه و قضاوت قرار داده‌ايم . احتمال اين كه عامل عمليّات مزبور يك فعّاليّت خيالى است ، بىاساستر از آن است كه نيازى به بحث داشته باشد . زيرا هيچ انسان رشد يافته اى نمىتواند بدون تحقيق و تأمّل در بارهء كمّيّت و كيفيّت تعقّل و انديشه و احساسات و عواطف و اراده و حذف و انتخاب در انگيزگى علل و تجسّم و نبوغ و ديگر امكانات جسمانى و روانى