را با تكيه بر رفتار ديگران توجيه مىنمايد « چون ديگران كردند ، من كردم » « ديگران رفتند ، من رفتم » ، « ديگران پذيرفتند ، من پذيرفتم » . . . . و اين همان عامل اختلال رشد عقلانى و اخلاقى بشرى است - در اين شكل « بگذاريد بشر هر كارى را كه مىخواهد انجام بدهد و هر راهى را كه مىخواهد انتخاب نمايد » و بدانجهت كه در همهء دورانها و جوامع اكثريّت بسيار چشمگير مردم را سودجويان و لذّتپرستان تشكيل مىدهند و متأسّفانه اكثريّت با كسانى است كه زحمت تعقّل در زندگانى را به خود نمىدهند و يا مديريّتهاى حرفه اى كه از مديريّت چيزى جز ادامهء مقام و جاه براى خود آرمانى ندارند ، نمىگذارند مردم از به راه انداختن انديشه و تعلَّل و احساس وجود برخوردار شوند ، لذا مىروند ، ولى نمىدانند بكجا مىروند ، مىجنگند ولى نمىدانند براى چه مىجنگند ، همين مقدار كه صداى شيپور جنگ را مىشنوند و شعار « فرانسه فوق همه » از دهان مارشالهاى ناپلئونى فرانسه و « پروس نژاد برتر » از دهان مارشالهاى آلمان هيتلرى و « مغول ، آقا و خان همه » از دهان چنگيزيان . . . برمىآيد ، هر يك از امثال اين شعارهاى دروغين يك اكثريّت بىاساس را در جوامع خود بوجود آورده ، حجّت قاطعى براى مردم آن جوامع گشته است . اين اكثريّتها بوده است كه عقل و انديشه و وجدان آن مردم را از كار انداخته و براى هيچ كس حقّ سؤال باقى نمىگذاشته است . بدين ترتيب پشتيبان زندگى افراد و تأمين كنندهء پاسخهاى سئوالات و يا بعبارت صحيحتر منتفى كنندهء اصل سئوالات ، اين حجّت قاطع است كه « ديگران كردند ، من هم كردم » نتيجهء اين حجّت بىاساس و اين پشتيبان بىپايه دو پديدهء فوق العاده با اهمّيّتى است كه هر دو را امير المؤمنين عليه السّلام تذكَّر داده است : پديدهء يكم - از كار افتادن عقل و قلب و مشاعر و ركود آنها در دنيائى كه يك لحظه غفلت كافى است كه « كس » را به « چيز » تبديل نمايد : « دلهاى شما را قساوت گرفته و از حظَّ و نصيبى كه [ در اين زندگانى بايد بدست بياورند ]
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٩