بسر آمد و مركب چند روزه را رها كرد ، زمان آگاهى به فعل و انفعالاتى كه در موقع زندگى داشته است فرا مىرسد . داد و فرياد اين كه : * ( حَتَّى إِذا ، جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ) * ( 1 ) ( آه ، پروردگار من ، مرا بار ديگر بزندگى سپرىشده برگردانيد ، تا در آنچه كه پشت سر گذاشتهام عمل صالح انجام بدهم ) به جائى نمىرسد ، پشيمانىها جز زجر و شكنجه پيش از فرا رسيدن روز بزرگ مسئوليّت نتيجهء ديگرى نمىدهد . پلها در پشت سر خراب ، راه برگشتن به عقب مسدود ، هيچ طريقى جز مسيرى كه در پيش رو تعيين شده است وجود ندارد . پردهها برداشته شده ، آن اخبار غيبى كه در زندگى دنيوى به اين گوشش وارد و از آن ديگرى خارج شده بود ، آشكار گشته ، حقايقى كه شوخى تلقّى مىشد چهرهء جدّى خود را باز ، و واقعيّاتى كه بعنوان اساطير و افسانهها هضم نگشته استفراغ شده بود ، واقعيّت جدّى خود را به نمايش درميآورند . 167 ، 175 - أ و لستم أبناء القوم و الآباء و أخوانهم و الأقرباء تحتذون أمثلتهم ، و تركبون قدّتهم و تطئون جادّتهم فالقلوب قاسية عن حظَّها ، لاهية عن رشدها ، سالكة فى غير مضمارها كأنّ المعنىّ سواها ، و كأنّ الرّشد فى أحراز دنياها ( آيا شما زندگان فرزندان و پدران و برادران و خويشان آن خاك در رفتگان نيستيد كه از امثال رفتار آنان پيروى مىكنيد و بر مسير آنان سوار مىشويد و در جادّه اى كه آنها پيش گرفته بودند ، قدم بر مىداريد . آرى ، دلهاى شما را قساوت گرفته و از برخوردارى از حظَّ و نصيبى كه [ در اين
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٦
هامش
( 1 ) . المؤمنون آيهء 99 و 100 .