پاسخ « پس چه بايد كرد » را در همين خطبه در مباحث بعدى از زبان امير المؤمنين عليه السّلام خواهيم شنيد . حال بقيّهء جريان زندگى را تعقيب كنيم تا ببينيم منزلگه نهائى چيست
153 ، 162 - و قد غودر فى محلَّة الأموات رهينا و فى ضيق المضجع وحيدا ، قد هتكت الهوامّ جلدته و أبلت النّواهك جدّته و عفّت العواصف آثاره و محا الحدثان معالمه و صارت الأجساد شحبة بعد بضّتها و العظام نخرة بعد قوّتها ( آن مسافر غريب در محلّ مردگان در گرو اعمال خود رها شد و در تنگناى خوابگاه تيره و تار تنها سر به خاك نهاد . حشرات زيرزمينى غذاى لذيذى از پوست او دريافتند و پاره پاره اش كردند و طراوت بدن او را عوامل محو كننده پوساندند و بادهاى طوفانى آثار او را از بين بردند و تعاقب روز و شب نشانهها و نمودهاى بارز او را محو و نابود ساخت و بدنها پس از آن همه شادابى و طراوتى كه داشتند متلاشى گشتند و استخوانها مقاومت خود را از دست دادند و پوسيدند . )
حالا بكجا مىرود به ديار خاموشان ، آنجا كه يكتا پيراهنان خوابيدهاند
خوش هواى سالمى دارد ديار نيستى
ساكنانش جمله يكتا پيرهن خوابيده اند
صائب تبريزى
آرى ، مگر اين سوار بىاختيار بر شانههاى مردم نمىدانست كه آنچه از خاك برآيد ، در پايان كار بر خاك بر مىگردد عجله كنيد ، كم كم هوا تاريك مىشود ، در گورستان را مىبندند . شگفتا ، اين نازنين انسان كه روزى جاى در چشمان ياران و خويشان داشت و اشتياق ديدارش در دلهايشان شعله ور بود