تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
است آيا اين هم يك منطق جديد است كه خاموش كردن شعله‌هاى چند آتش لاله و شقايق مىروياند و از تعيين مكرّر مسير آب در باغ ، از خود همان آب ، باغبان و ميراب بوجود مىآيد ما هر چه قدرت داريم براى نفى هدف حيات به كار ببريم ، بالاخره عقل وجدان خود را نمىتوانيم از هجوم « سپس چه » كنار بزنيم . پاسخ صحيح به چارهء اين فغان و غوغا و بانگ درونى ، چنان كه با گذاشتن انگشتان به گوشها براى نشنيدن آنها نيست ، همچنين چارهء آنها تمسّك به اصول حيوانشناسى جديد نيست كه نغمه‌هاى والاى درون انسانهاى وارسته را به زوزه كشيدن سگ به جهت ضربهء سنگ تشبيه نمائيم . هيچ مسئله اى جز اين نداريم كه زندگى ما رو بيك هدف بسيار بزرگى در حركت است و هيچ عاملى براى بدست آوردن آن هدف و الا جز تقوى كه عبارتست از « صيانت معقول ذات در راه كمال » وجود ندارد . يك نوع ديگر مبارزه با خويشتن وجود دارد كه بىاعتنائى به ارتباط تمام لحظات حيات ما با خدا است كه ناشى از ضعف خداشناسى ما مىباشد . وجدان آدمى در نابترين فعّاليّتهايش و خداوند متعال بوسيلهء رسولان گرامىاش و عقل سليم با احكام قاطعانه اش ، خداوندى را براى ما قابل درك و دريافت ساخته‌اند كه فوق همهء عظمتها و قدرتها و ارزشها و قوانين و تصوّرات ما در بارهء بزرگىها است . مسلمين اين معنى را در هر شبانه روز پنج مرتبه با جملهء الله اكبر به ياد مىآورند و ده‌ها بار ديگر بعنوان مستحبّ نه واجب به زبان مىآورند ، در حقيقت اين ذكر بزرگ براى قابل فهم ساختن اين معنى است كه خداوند از همه چيز و از همهء توصيفات بالاتر است . او است كه بر همهء شئون وجودى ما دانا و توانا است . او است كه كمال و رشد ما را مىخواهد ، تقرّب به او و قرارگرفتن در جاذبهء كمال بالاترين موفّقيّت وجود آدمى است و دور شدن از او و بجا نياوردن نظاره و سلطه و عدالت مطلق او مهلكترين خسارت وجودى ما است . آيا با اين حال
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 70 | محمد تقي جعفري