تحصيل سعادت را در مدّت عمر و نوسانات آن مهلتها ، عطا كرده است ) .
در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، به راه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى
فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست
حافظ
براى انسان هشيار و متحرّك كه اين دنيا را با ديدهء خرد مىنگرد ، آگاهى يك لحظه براى بستن بار سفر در حركتى كه پيش گرفته است ، كافى است و براى انسان مست و ناهشيار كه بجاى حركت به پيش در اين دنيا دور خود مىپيچد ، طولانىترين عمر هم نمىتواند او را به خود آورده ، از مهلت عمر طولانى استفاده كرده و بداند كه بكجا مىرود و در اين مهلت چه ذخيره اى را مىتواند براى خود بيندوزد . براى رهائى از تنگناى بلا تكليفى در اين زندگى يك لحظه هم كار ساز است -
هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى
كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را
مگر نه اينست كه بزرگترين گامها در راه كشف مجهولات با جهشهاى فكرى لحظه اى برداشته شده است . مدّت زمانى را بارقههاى فكرى آدميزاد اشغال مىنمايد ، ماه و روز و ساعتها و ساعت و بلكه دقايق هم نيست ، بلكه گاهى بارقه اى يك يا دو ثانيه بوده است كه سرنوشت يك انسان را تعيين مىنمايد . همين بارقههاى چند ثانيه اى بوده است كه مقدّماتى را كه در ذهن يك متفكَّر در طول ساليان بوجود مىآيد به نتيجه مىرساند . همين تفكَّر در ساعت يا چند ساعت بسيار محدودى بود كه حرّ بن يزيد رياحى را از صف اشقياى تاريخ برميدارد و در رديف عاليترين شهداى راه انسانيّت وابسته به خدا قرار مىدهد . بنا بر اين ، آدمى نمىتواند اندك بودن زمان براى بيدارى و وصول به حقيقت را بهانه اى