تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
ما در طرح آن اشتباه كرده باشيم ] چند چيز را كنار بگذاريد : يكم - شوخى . دوم - احساسات سطحى و خام . سوم - پرده پوشى و تسليت بخويشتن . چهارم - چماق « بشر حيوانى است تكامل يافته » . پنجم - سرگرمىهاى آكادميك . ششم - شعر گوئىهاى خيالپردازانه . . . البتّه بديهى است كه منظور ما از اين كه بغض و عداوت انسانها با يكديگر جزئى ناملموس از فرهنگهاى همهء دنيا است ، اين نيست كه هر يك از انسانها در دوران غارنشينى [ باصطلاح ] با يك سنگ و در دوران ما با يك سلاح اتمى سر راه همديگر را گرفته و آمادهء نابود كردن يكديگر مىباشند . بلكه مىگوئيم : با نظر به اين اصل بنيانكن كه « نخست حيات مطلوب من ، سپس حيات ديگران به شرط اين كه مزاحم حيات مطلوب من نباشند » مادّهء بسيار ريشه دار بغض و عداوت را در دلهاى ما انسانها نسبت بهمديگر بوجود آورده و خود نيز در مولَّد بودن آن مادّهء ريشه دار ، با عشق و علاقه تلاش مىكنيم . پيشتازان جوامع بجاى خشكاندن اين ريشهء جدا كنندهء انسان از برادرش انسان ، براى بدست آوردن قدرت با اصطلاحات « نژاد من » ، « قوم من » ، « جامعهء من » « تاريخ من » ، « فرهنگ من » « شكم من » آن ريشهء مهلك را آبيارى نموده‌اند . اين من ، منها يك عامل بازدارندهء بسيار نيرومندى است كه از نزديك شدن انسان به انسان ديگر جلوگيرى مىنمايد و شگفتآورتر از همه اينست كه پس از آنكه اين من ، منها انسانها را بميدان كارزار كشيد و در مرزهاى زندگى و مرگ آنان را بجان هم انداخت و هزاران ، بلكه ميليونها بدنها بجاى گردش و برخوردارى از زيباييهاى طبيعت و انس و الفت سازنده با همديگر در خاك
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 335 | محمد تقي جعفري