10 - از عداوت و كينه توزى بپرهيزيد .
دورى و مخالفت انسان با يك انسان ديگر مانند محبّت و عشق داراى درجات بسيار متفاوت است . مخالفت انسان با يك انسان ديگر گاهى بسيار سطحى و ناچيز است كه ناشى از عوامل بسيار ناچيز مىباشد ، گاهى مخالفت بحدّ بغض و كينه توزى بسيار شديد مىرسد كه اگر امكان داشت كه دو انسان كينه توز داراى جانهاى بىنهايت بودند ، همهء جانهاى هر يك از دو طرف در برابر همه جانهاى طرف ديگر حالت تضادّ بر خود گرفته و با تلخترين و با پر شكنجه ترين وجه براى نابودى طرف خصومت مىپرداخت . اين پديده در انسان وجود دارد ، چنان كه پديدهء مقابل آن كه عبارت است از محبّت و عشق ميان انسانها نيز هيچ حدّ و مرزى نمىشناسد .
محبّت از ضعيفترين و ناچيزترين ميل و رغبت شروع مىشود و ممكن است مبدّل به عشق گردد كه بوسيلهء آن اگر عاشق داراى جانهاى بىنهايت بوده باشد ، حاضر است همهء جانهاى خود را فداى معشوق نمايد و اگر همين حالت در معشوق هم وجود داشته باشد ، او هم بچنين فداكارى آماده خواهد گشت .
بدين ترتيب انسان چنان كه از نظر پستى به بىنهايت درجهء سقوط تنزّل مىكند و از نظر عظمت و كمال به بينهايت درجهء رشد صعود مىنمايد ، همچنين انسان در دو پديدهء متضادّ عشق و كينه هم همين سقوط و صعود را دارد . شايد در طول تاريخ بشر مخصوصا در همهء جوامعى كه ضرورت همزيستى و زندگى دسته جمعى بر مبناى اصول و قوانين ثابت شده است ، بيشترين توصيهها و دستورات براى دورى از بغض و عداوت و كينه توزى و چشيدن طعم محبّت انسانها بر يكديگر بروز نموده است و هر چه كه در يك جامعه سطح معرفت و ارتباطات معقول و عالى بالاتر رفته است ، توصيهها و دستورات هم پر معنىتر شده و هم افزايش يافته است . ادبيّات دنيا مخصوصا آن آثار ادبى كه بوجود آورندگان آنها انسانهاى رشد يافته و حسّاس و ظريف و انسانشناس بودهاند ، در تحريك انسانها به محبّت و عشق و علاقه به يكديگر و دورى از بغض و عداوت