تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
با نظر به اين كه ارواح هماهنگ با حقّ ، لذّتى كه از هستى خود مىبرند ، ما فوق همهء لذائذ است ، موجب تكاپو و مسابقه در راه حقّ و وصول به ابعاد گوناگون مىگردد . مشاهدهء نتيجه تلاش يك انسان براى رسانيدن يك كوزه آب گوارا براى لب تشنگان جگر سوخته [ در يك بيابان سوزان ، كه بيش از آنكه حيات آن لب تشنگان را تأمين نمايد ، حيات را براى خود آن تلاشگر چنان لذيذ و با عظمت ساخته است كه فقط عاشقان راز هستى مىتوانند آن را درك كنند ، نه مغزهاى پيچيده به دور خود - ]
[ خرد مومين قدم وين راه تفته خدا ميداند و آن كس كه رفته ]
انسانهائى را به حفر چاه‌ها و استخراج چشمه سارها وادار نموده است . كشف رازى ناچيز از طبيعت و مشاهدهء نتيجهء سودمند آن ، كاروانهائى از عشّاق علم و معرفت را به حركت در آورده است . رفتار عادلانه و نيّت پاك و روحيهء اخلاص و صميمى انسانهاى رشد يافته انسانهائى را كاروان در كاروان حركت داده و آنانرا با جدّىترين قيافه و ملكوتىترين چهره براى تفسير حكمت هستى به راه انداخته‌اند . لطفا براى تكميل بررسى اين مسابقه به مباحث « حسد و غبطه و رقابت » در تفسير خطبهء هشتاد و ششم مراجعه فرمائيد . براى توضيح اين مسابقه مثالهاى زير را كه بطور كلَّى استفاده و بهره بردارى افراد و گروههاى حقّ طلب را با قرار گرفتن در منطقهء تأثير و تأثّر روشن مىسازد ، ملاحظه فرمائيد : در شب عاشوراى حسين بن علىّ ( ع ) كه براى دفاع از حقّ پس از طىّ مسافتهاى بسيار زياد ، كه خود را به بيابانى سوزان و بىآب و علف كشيده بود ، ياران از جان گذشته اش كه در برابر دشمن از نظر عدّه و نيرو ناچيزتر از آن بودند كه قابل مقايسه با همديگر باشند ، نشاط و شعف شگفتانگيزى از خود نشان مىدادند ، گوئى در آن جايگاه كه شب را به صبح مىرساندند ، مرز زندگى و مرگ نبود و گوئى ساعات و دقائق جدائى ارواحشان از بدنشان به آخرين شمارش نيفتاده بود . نمىدانيم ، شايد در آن شب تاريخ ساز و در آن تاريكى