روشنائى آفرين ، آن انسانهاى حقّ بين با بروز حقّ در همهء هويّت قهرمانشان حسين بن علىّ ( ع ) چه انبساطهاى روانى و چه تبسّمهاى فنا ناپذير و چه شاديهاى ابدى در دل داشتند كه الفاظ و اصطلاحات از بازگو كردن آنها ناتوان است .
بروز بعدى از حقّ در حسين بن علىّ عليه السّلام كه عبارت بود از عدم اقدام به شروع جنگ ، آن تيرانداز ماهر را كه پليدترين فرد داستان نينوا ( شمر بن ذى الجوشن ) كه در بامداد روز عاشورا در تيررس او قرار گرفته بود ، نكشد .
و برادرش ابو الفضل عبّاس بن علىّ ( ع ) آن شجاع پارسا را بر آن وادار كند كه وارد نهر فرات شود ، ولى در كمال تشنگى سوزان ، آب را از آن نهر در كفش براى آشاميدن بردارد و به ياد حسين ( ع ) و لب تشنگان ياران و دودمان او بيفتد و همان آب كاملا مباح را كه در آن لحظه مايهء بقاء حيات او بود بهمانجا كه برداشته بود بريزد و با لب تشنه از نهر فرات برگردد .
به دريا پا نهاد و خشك لب بيرون شد از دريا
مروّت بين جوانمردى نگر غيرت تماشا كن
آرى ، اين قانون چنين اقتضاء مىكند كه هر چه حسين ( ع ) بودن حسين بيشتر بروز مىكند ، جلوهء حسينى او در عبّاس شجاع و پارسا آشكارتر مىگردد .
اگر سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار و اويس قرنى و مالك اشتر در ارتباط با اشعهء حقّ علىّ بن ابي طالب ( ع ) قرار نگرفته بودند ، به آن همه مقامات عاليهء انسان الهى نائل نمىآمدند . و اگر علىّ بن ابي طالب عليه السّلام همانطور كه از سخنان آن بزرگوار برمىآيد با اشعّهء حقّ و حقيقت كه از پيامبر اكرم ( ص ) مىتابيد ، ارتباط برقرار نمىكرد ، آن شخصيّت بزرگ الهى ، آن همه فعليّت در كمال و خيرات را از خود نشان نمىداد . از اين پديدهء بسيار روشن اثبات مىشود كه آن همه دعوت مردم به تبعيّت از رشد يافتگان و همنشينى با علماى ربّانى [ نه حرفه اى ] تأكيد شديد در بارهء لزوم اين ارتباط و تبعيّت ، چه حكمت و الا و سازنده اى را در بر دارد .