7 ، 14 - لقد قال باطلا و نطق آثما . أما و شرّ القول الكذب - إنّه ليقول فيكذب و يعد فيخلف و يسأل فيبخل و يسأل فيلحف ، و يخون العهد و يقطع الإلّ ( اين نابكار باطل گفته و سخن معصيت كارانه به زبان آورده است . آگاه باشيد ، بدترين سخن دروغ است . آن نابخرد سخن مىگويد و گفتارش دروغ است ، وعده مىنمايد و تخلَّف مىكند ، وقتى كه از چيزى سؤال شود ، از پاسخ به آن بخل مىورزد و هنگامى كه خود سؤال مىكند ، اصرار و لجاجت مىنمايد . خيانت به تعهّد نموده و پيمان روابط خويشاوندى را مىشكند ) .
دروغ مىگويد ، يعنى چه
باطل مىگويد ، با حركت دادن به زبانش كه معصيت خدا را مرتكب مىشود و دروغ مىگويد ، يعنى چه گمان نمىرود كسى كه از حدّ اقلّ شعور و عقل برخوردار باشد ، معانى اين سؤالها را نفهمد . همه مىدانند : معناى اين كه كسى باطل مىگويد ، چشم و گوش خود را منكر مىشود و با اين كه مىبيند مىگويد : نمىبينم و با اين كه مىشنود مىگويد : نمىشنوم ميداند و مىگويد : نمىدانم و نمىداند و مىگويد : مىدانم نشسته است و مىگويد : راه مىروم راه مىرود و مىگويد نشستهام مىخواهد و مىگويد نمىخواهم و نمىخواهد و مىگويد مىخواهم روز روشن را مىگويد تاريك است شب تاريك را مىگويد روشن است اينها سخنان باطل و دروغ و معصيت كارانه است ، زيرا همهء آنها خلاف واقع است . اين زالوهاى اجتماع و خورهء خويشتن وعده مىكنند و تخلَّف مىنمايند .
موقعى كه در باره موضوعى از آنان سؤال شود از ارائه واقع بخل مىورزند و اگر خود از كسى ديگر در بارهء امرى سؤال كنند ، براى دريافت پاسخ اصرار و لجاجت مىنمايند . پيمان شكنى خاصّيّت آنان است ، گسيختن و نقض