بارهء عذاب نتائج اعمالشان تهديد شدند و وعدهء بزرگى به آنان داده شد .
اى بندگان خدا ، از گناهان مهلك و عيوبى كه خدا را به سخط و غضب در مىآورد بپرهيزيد . )
بار ديگر در حيات خود بينديشيد و با مشاهدهء سرنوشت ديگران ، بدانيد چه مىكنيد
اين انسان يك پديدهء بسيار شگفت انگيز است ، اگر بخواهد جز خود كسى را نبيند ، چنان در خود فرو مىرود و چنان ديده از همه چيز جز خود مىبندد كه گويى كارگاه هستى جز خود او محصولى را بوجود نياورده است . اين خود محوران خودبين نمىدانند كه از بذر « من همه چيز » محصولى جز « من هيچ چيز » روئيده نشده و نخواهد شد . اينان كورك متورّمى در پشت گردن دارند كه نمىتوانند سر از خود بالا برده و چيزى ديگر يا كسى ديگر را ببينند . اين پندار بى اساس كه من زندگى مىكنم ، زمين هم وجود دارد ، من حركت و احساس دارم آسمان لاجوردين هم براى خود آفتابى دارد و ماهى و ستارگانى . و بطور كلَّى من هستم ، قوانينى هم وجود دارند كه براى خودشان مشغول فعّاليّتند . زمين و آسمان و آفتاب و ماه و همهء قوانين هستى چه ارتباطى با من دارند ، من كه هستم آغاز پاسخ اين نيست هستنما ، بجاى بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، اين بيت است :
چشم باز و گوش باز و اين عما
حيرتم از چشم بندى خدا
ساده لوح بينوا نمىداند كه همين تخيّلات و پندارهاى تباه كننده امواجى مفيد از درياى بيكران هستى بوده است كه با ورود به مغز مختلَّش به طوفانهاى مهلك مبدّل گشته و سند حماقت او را به دستش دادهاند و اين امواج در مسير خود چه در دوران مثبت و مفيديّت و چه پس از ورود به كارگاه مختلّ مغز او كه بطوفانهاى مهلك مبدّل گشته است ، حتّى لحظه اى بدون ارتباط با قوانين