به خاك افتاده همان است كه خاك مرگ بر سر زندگان مىريخت و ديدار خورشيد حيات را از آنان سلب مىكرد آيا واقعا اين بىحركت همان است كه حركات حياتى و حياتبخش انسانها را به سكون مبدّل مىساخت شگفتا ، اين يك مشت گوشت و استخوان و رگ و پوست كه اين طور حركت و جنبش خود را از دست داده است ، همان است كه هزاران ، بلكه ميليونها انسان را در برابر خود به لرزه در مىآورد و خود را مالك زندگى و مرگ آنان مىديد آرى ، اين همان است ، و شما اشتباه نمىبينيد . ديگر بس است ، اكنون برگرديد و او را به حال خود بگذاريد . آرى براى كسى كه بخواهد از كتاب زندگى درسى مفيد بخواند ، سطر آخر اين كتاب فهرست همهء فصول و ابواب زندگى است كه با كمال اجمالش همهء تفصيلات زندگى را مىتواند تعليم بدهد . و براى كسى كه نخواهد از كتاب زندگى درسى فرا بگيرد خواندن همهء فصول و ابواب آن كتاب هم اثرى نخواهد بخشيد -
بر اهل معنى شد سخن اجمالها تفصيلها
بر اهل صورت شد سخن تفصيلها اجمالها
( 1 ) مولوى اوّلين شب خوابيدن در آرامگاه ابدى فرا رسيده است . مسافر اسرار - آميز با آفتاب فروزان و ماه تابان سپهر لاجوردين با ستارههاى بىشمارش آخرين وداع را گفته و وارد گودال آرامگاهش شده است . در اين شب ، آن خداوندى كه اين مسافر را در درون رحم مادر نشانده بود ، در اين رحم سوم كه قبر ناميده مىشود ، بار ديگر مىنشاند . آن خداوندى كه انسان را با آن همه استعدادها و نيروهايش بوسيلهء چند قطره نطفهء ناچيز در تنگناى عناصر عالم طبيعت بلند مىكند و مىنشاند و سپس كيهان بزرگ را زير پاى او مىگذارد ،
هامش
( 1 ) . ديوان شمس تبريزى .