تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

مرانيد كه نوحه‌گرند

ساعت‌هاى شب در پى هم فرا مىرسيد و تاريكىها در هم فرو مىرفت ! لعنت خدا و لعنت‌كنندگان و آنان‌كه زنده‌اند و يا از دنيا رفته‌اند ، و لعنت تمامى موجودات هستى بر ابن‌ملجم باد . هزار شيطان او را به هلاكت رساندند و او را به رو در دوزخ افكندند . . . دوزخى با دهانه‌هاى آتشين و زبانه‌هاى پر خروش . امام على دشمن خود را در موقع هلاكت ، بر روى زمين رها كرد و رفت . در گوشه‌اى از جهان ، غريبى است غمناك ، تنهايى افسرده از رنج جان‌گزاى تنهايى . غريبى ، هموطنانش با او بيگانه و او از هر دردشان دردها بر دل و آه‌ها دمان از سينه . غريبى ، روزگار با او بيگانه و او محيط به روزگاران . در جهان ، غريبى به‌سر مىبرد بيگانه با جهانى كه شاهد نطق‌هاى مهيج و قهرمانىهايش بوده است . غريبى كه با دست و دلبازى مىبخشد و هيچ نمىستاند . دست تعدى به رويش دراز مىكنند و او از پى انتقام برنمىخيزد ، بر خصمِ تجاوزكار دست مىيابد و از او