تقدير چنين بود !
تقدير چنين خواست كه تيرتازهاى از « تركش » خود بيرون آورد و به سوى على رها كند !
كسانى كه در پايان جنگ صفين عليه على قيام كردند ، به طرفِ روستايى در نزديكى كوفه ، به نام « حروراء » حركت كردند و به همين جهت ، نسبت اين ياغيان از اين قريه گرفته شد و « حروريه » ناميده شدند . « محكّمه » نيز به آنان گفته شد ، زيرا اين عدّه مىگفتند : « حكم مخصوص خداست » ، ولى آنان به « خوارج » معروفاند .
على با لشكريانش با آنها روبهرو گرديد ، ولى مىكوشيد تا آنجا كه ممكن است ، آنها را بدون خونريزى به راه راست باز گردانده و با آنها به گفتوگو و بحث بپردازد .
على به آنها پيشنهاد كرد نمايندهاى از ميان خود برگزينند تا با او سخن بگويد و پاسخ بگيرد و اگر على محكوم شد ، توبه كند و يا اگر خوارج محكوم شدند ، توبه نمايند .
خوارج پيشواى خود ، عبداللَّه بن كواء را نزد على فرستادند . گفتوگو بين على و عبداللَّه طولانى شد و على پاسخ پرسشهايش را داد و او را محكوم ساخت .
ابن كواء نزد ياران خود رفت و به آنها گفت كه حقّ با على است و در آنچه بحث شد ، خوارج محكوماند . امّا خوارج نپذيرفتند و حاضر نشدند پس از اين كه على را تكفير كردند ، تسليم نظر او شوند .