بادهاى طوفان زا
اين ، همان على است كه با شمشيرش ظلمتها را مىدرد و بر سر دشمنانش صاعقه فرو مىريزد و بادهاى طوفان زا ، آنها را پراكنده مىسازد . او آن چنان مىخروشد كه اشك چشمش به جرقهء آتش تبديل مىشود و مهرش شعلهاى فروزان مىگردد !
على پناهگاه نيازمندان در برابر باد و سدّ ناتوانان در برابر سيل و پناهگاه ضعيفان در برابر طوفان ويرانگر است و اوست كه در نيمروز سوزان همچون شب ، سايهء آرام بخش گرمازدگان است .
او على بن ابىطالب است ، كسى كه روزگار دربارهء او و شمشيرش مىگويد : شمشيرى همچون ذوالفقار و جوانمردى همچون على نيست .
دير زمانى نگذشت كه معاويه ، با لشكرى متجاوز از صد و بيست هزار نفر از شام رهسپار عراق شد و در سرزمين صفين - نزديك « نهر فرات » فرود آمد ، زيرا اين سرزمين ، وسعت فراوانى داشت و براى جنگ مناسب بود . صفين سرزمينى است كه از « كرانهء فرات » فاصله دارد و زمينى پر آب بوده و داراى درخت و چشمه است .
على هم با سربازان خود از كوفه به طرف مدائن و رقّه حركت كرد و قصدش اين