برخورد زياد با حجربن عدى ، در پايان همين فصل خواهد آمد .
از جملهء اين « سگهاى درنده » ، عبيدالله بن زياد ، جنايتكار واقعه كربلا است . او قاتل عمروبن حمق ، ميثم تمار و پيرمرد ناتوان عبدالله بن عفيف ازدى و هزاران نفر ديگر است كه آنها را به همان ترتيبى كه ذكر شد به قتل رسانيد ، زيرا براى او چيزى آسانتر از دست و پا بريدن ، به دار كشيدن و گوش و بينى بريدن ، با علت و يا بىعلت نبود .
مسلم بن عقيل دربارهء ابن زياد مىگويد : « از روى خشم ، دشمنى و سوءظن ، خون مردم را به ناحق مىريزد و بعد چنان سرگرم و مشغول بازى مىشود كه گويا هيچ اتفاقى نيفتاده و هيچ كارى نكرده است . »
وحشىگرى اين جلاد خونخوار به بدترين صورتها ، روزى آشكار شد كه كشتن حسين عليه السلام را به عهده گرفت و وقاحت و پستى او به بدترين شكل ممكن بعد از كشته شدن حسين عليه السلام به اثبات رسيد .
شمربن ذىالجوشن ، در پستى كمتر از رئيس خود عبيدالله بن زياد نبود . از ويژگىهاى او اين است كه به همه مردمان پاكسرشت كينه و دشمنى داشت و روش پست او در انتقامجويى ، علتى جز وحشىگرى ذاتى او نداشت ! اين موجود وحشى ، عدهاى از فرزندان خاندان ابوطالب را با لب تشنه به قتل رساند ، در حالى كه آب در مقابل چشمانشان جارى بود ! او همچنين به سپاه خود دستور داد تا بدن حسين عليه السلام را زيرِ سم اسبان پايمال سازند ، تا به قرارى كه بين او و ابنزياد بود كه بدترين جنايات را نسبت به فرزند علىبن ابىطالب عليه السلام انجام دهند ، عمل نمايد . بدين ترتيب اسبهاى خود را بر روى بدن امام حسين عليه السلام تازاندند ، تا سينه و پشت امام عليه السلام را - كه لباسهايشان از ضربات شمشير دريده بود - لگدكوب كردند . به دستور شمر ، به محض بيرون آمدن كودكى از خيمههاى امام حسين عليه السلام اسب سواران بنىاميه مىدويدند و او را با نيزه و شمشير قطعه قطعه مىكردند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 473
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٧٣