تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
داشت . او نخستين كسى بود كه كينه مسلمانان را عليه مسلمانان و كينه‌هاى ملت را عليه خليفه برانگيخت . مروان اولين كسى بود كه اين اعتقاد خود را كه سلطنت بهتر از خلافت است و اين سلطنت ملك بنى اميه و از دارايىهاى آنان است در عمل نشان داد . بدين‌گونه عثمان را واداشت تا استانداران و فرمانداران سابق را عزل كند و به جاى آنان ، كارگزاران و هواخواهان بنىاميه را بگمارد . او دولت جديد را به طور يك‌پارچه اموى كرد . هيچ كس از منافع دولت ، اموال و پست‌هاى دولتى آن بهره‌اى نداشت ، مگر كسانى كه در درجه اول از خاندان بنىاميه باشند و در درجه دوم از حزب آنان به شمار مىروند ! پيدا بود كه « اين باران از آغاز . . . دريا بود ! » در فصل‌هاى آينده جناياتى كه از نهاد شخصى چون مروان‌بن حكم سرچشمه گرفت و ميزان علاقه او به قدرت و حكومت گرچه بر سر كشتگان باشد ، روشن مىگردد . تا آن‌جا كه روزى كه به فرماندار يزيد در مدينه با اصرار پيشنهاد كرد كه گردن حسين بن على عليه السلام را بزند ، تا از دست او رها شود و هنگامى كه نماينده يزيد سرباز زد ، او را سخت سرزنش كرد . مروان بن حكم همچون اجداد دوران جاهلىاش قدرت‌طلب بود . وى دوست مىداشت اگر زمامدارى به او نرسد ، حداقل يكى از ياران ، برادران و يا فرزندان خاندان اموى به قدرت دست يابند . روش مروان در به دست آوردن قدرت ( از نظر معيار انسانى نه مقياس يك سوداگر ) نمايانگر روحيهء زشت او بود كه حتى حكومت هم نمىتوانست به آن شرف و ارزش ببخشد .