بدهم كه مرا دوست بدارد ، دوستم نخواهد داشت » !
و در همين زمينه است كه مىگويد : « بهخدا سوگند ! اگر من به تنهايى به ميدان دشمن بروم و آنها روى زمين را پر كرده باشند ، هرگز ترس و وحشتى نخواهم داشت » .
و از همين اعتماد و اطمينان پرارج است كه او ، هنگامى كه شنيد گروهى از مردم مدينه به معاويه پيوستهاند ، به نماينده خود در مدينه « سهل بن حنيف انصارى » نوشت :
اما بعد . . . شنيدهايم گروهى از مردمان تو ، بهسوى معاويه روى آورده و به او پيوستهاند . هرگز از اينكه آنان را از دست دادهاى و از كمك آنها بازماندهاى ، غمگين و ناراحت مباش ! به خدا كه آنان از ظلم و ستم نگريخته و به عدل و داد نپيوستهاند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 161
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦١