تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
و ابزار شناخت و انديشه و تعقل و هوش است كه تفاوتشان با ديگران در قدرت انديشه و تعقل و به كار بستن منطقى ابزار شناخت است ، هيچ ترديدى نيست در اين كه شخصيت از اين نظر سرمايه ايست بس با اهميت كه در هر جامعه موجب پيشرفت مطلوب آن جامعه مىباشد . نوع دوم - شخصيتهايى هستند كه هر دو نوع فعاليت عقلانى و قلبى جامعه را درون خود بجريان انداخته‌اند . اينان بوسيلهء عقل با استمداد از حواس و ديگر ابزار شناخت ، جهان و انسان « آن چنان كه هست » را تفسير و بوسيلهء قلب انسان « آن چنان كه بايد » و جهان « آن چنان كه مىتواند وسيلهء رشد انسانها تلقى شود » را در اختيار مردم قرار مىدهند . مسلم است كه اين گونه شخصيتها از ديدگاه مقبوليت و آرامش خاطر انسانها در مرحله اى والاتر از نوع يكم قرار دارند . وقتى كه ما مىشنويم فلان شخصيت باضافهء اين كه دانشمند است يا هنرمند است ، يا سياستمدار است ، يا قاضى است ، انسان هم هست ، با اين كه نظر او را در آن قلمروى كه متخصص است مىپذيريم ، اگر پاسخى قانع كننده براى چون و چراهاى خود هم در پيرامون نظر او دريافت ننمائيم ، گرفتار نگرانى و اضطراب نيستيم ، زيرا اعتقاد به تعهد انسانى شخصيت مفروض ، يك اطمينان و آرامش روحى اصيل در ما بوجود مىآورد كه با خود مىگوئيم : اگر نظر اين شخصيت خلاف واقع هم باشد ، چون غرض و مرض روانى ندارد قابل تحمل است ، و ضمنا مىدانيم اگر حقيقت كشف شود ، نخستين كسى كه خواهد گفت : آن نظريه خطا بود ، خود همين صاحبنظر است . نوع سوم - شخصيتهايى بسيار و الا هستند كه بوسيلهء روح قدسى ملكوتى انسان و جهان را « آن چنان كه هستند » مىشناسند و طرق « انسان آن چنان كه در گذرگاه حيات معقول باشد » را مىدانند و اين شناخت و دانش را بدون اين كه به نيروها و استعدادهاى مغزى خود نسبت بدهند ، به گيرندگى از مقام اعلاى كمال مطلق كه مقام ربوبى است ، مستند مىدانند . اينان گروه پيامبران
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 87 | محمد تقي جعفري