تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
و اين تعبيرات ، محدوديت دانش ما را در جهان هستى ناديده مىگيرد ، باضافهء اين كه اين تكامل يافته ترين موجودات و اشرف مخلوقات باستثناى اقليت اسف انگيز ، چنان در خودخواهى و جهل به خويشتن و لذت پرستى غوطه ور است و چنان صفحات تاريخ خود را با اشك و خون رنگين كرده است كه حتى در فاصلهء دو سطر از اين كتاب هم جاى خالى ديده نمىشود . اين اشرف موجودات حتى مىتواند براى خودخواهىها و سوداگرىهاى خود ، علم و وجدان خود را منحرف نموده ، با تلقين اين كه حق و ناحق امرى است نسبى ، و ساعت 8 كه از آن عبور كرده غير از ساعت 9 است كه حالا در آن قرار گرفته است ، همهء واقعيات تغيير يافته و هيچ حقيقت ثابتى هم آن متغيرات را تنظيم نمىكند و چون حالا ساعت 9 است او مىتواند به همه چيز دست بيازد و هر حقيقت و واقعيتى را قابل انعطاف بسود خود بسازد . اين اشرف موجودات قدرت را كه بنياد همهء حركتها و تفاعلات و بطور كلى اساسىترين محرك طبيعت است ، در راه خودخواهى ، مىتواند مبدل به عامل تخريب نمايد و بالاتر از اين در هنگام بدست آوردن قدرت ناتوانترين موجودات بوده باشد

نظريهء دوم -

درست مقابل نظريهء يكم است كه با صراحت تمام مىگويد : طبيعت انسانى بسيار بد و خودخواه بوده و در راه اشباع خودخواهىهايش بهر گونه در زندگى و وحشيگرى و پايمال كردن حق و قانون آمادگى كامل دارد . و اگر خلاف طبيعت ، « آن چنان كه هست » خود را ابراز نمايد ، مسلما براى سودجويى بيشتر و اشباع كاملتر خود پرستى او مىباشد . هيچ ترديد نيست در اين كه هر دو نظريه در اوج افراط و پستى تفريط است . افراط نظريهء يكم را بطور مختصر متذكر شديم . اما تفريط نظريهء دوم ، كافى است كه به سر گذشت پر ماجراى تاريخ دقت بيشترى نمائيم . با اين دقت به اين نتيجهء خواهيم رسيد كه در ميان انبوه ذغال سنگ