تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خود پرستان حيوان صفت انسانهايى واقعا با ارزش و با عظمت مانند رگه‌هاى الماس مىدرخشند ، بطورى كه حتى آن هنگام كه خود ذغال سنگها خواسته‌اند حيات خود را توجيه كنند ، به همان رگه‌هاى الماس تكيه كرده‌اند . بالاتر از اين ، همان رگه‌هاى الماس بوده‌اند كه با نيت پاك و هدفگيريهاى عالى انسانى موجب گسترش بعد طبيعى آنان در جهان طبيعت گشته و طرق بهره بردارى از ارتباط انسان با طبيعت را ارائه نموده‌اند . حقيقت اين مطلب را در داستان كوچك زير مىخوانيم : حسين بن على ( ع ) به آن دشمن خونخوار خود كه تشنگى و حركت در بيابان دمار از روزگارش در آورده بود ، مشك آب را در اختيارش مىگذارد آن دشمن خونخوار كه براى بريدن رگهاى گردن حسين تازه از بيابان رسيده بود ، دستپاچه شده بود و نمىتوانست از شدت اضطراب و تشنگى ، از مشك آب بخورد ، امام حسين ( ع ) مىگويد : آن شترى را كه بارش مشك آب است ، بخوابان و يا گلوى مشك را كج كن ، آن دشمن تشنه از شدت اضطراب باز نتوانست آب بياشامد ، امام حسين ( ع ) برخاست و مشك را طورى گرفت تا او توانست آب را بياشامد و بعد دستور داد از بقيهء مشكها آب بر بدن اسبهاى دشمنان نيز پاشيدند . ممكن است گفته شود : متفكرانى كه از اين نظريه دفاع كرده‌اند ، مردم كوچكى نيستند ، توماس هابس متفكر است و ماكياولى انديشيده است ، فردريك نيچه صاحبنظر است و همچنين ديگران ، مخصوصا با در نظر گرفتن اين مطلب كه انتخاب طبيعى و بقاى اصلح براى زيست بوسيلهء عده اى از متفكران از عالم جانوران به قلمرو انسان هم تعميم داده شده است در پاسخ اين مطلب كه به مانور دادن شبيه تر از بيان حقيقت است ، دو مسئله مختصر را متذكر مىشويم : مسئله يكم - با نظر به تاريخ طولانى معرفت بشرى ، به آسانى مىتوان قبول