تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
بوجود آوردن اين مكتبها چيست آنها بدون معطلى پاسخ خواهند گفت : ما بدليل وجدان اين گام را برميداريم و هدف ما رسيدن انسانها به حيات خويش است و هيچگونه جاى ترديد نيست كه اين پاسخ تكيه بر دل و وجدان مىنمايد ، زيرا عقل نظرى جزئى نگر كه همواره وابسته به آن خود است كه فرماندهى درون را اداره مىكند ، پاسخ قانع كننده اى به سؤال مزبور ندارد ، بلكه تا آن « خرد » كه در درون آدمى است و عقل نظرى جزئى وابسته به آن است ، چه « خود » ى بوده باشد .

نظريهء سوم -

ما نمىدانيم اصول بنيادين طبيعت بشرى چيست همين مقدار مىدانيم كه نمودها و سطوح قابل درك تاريخ بشرى همواره قيافهء خود - خواهى و لذت پرستى و سودجويى و « من هدف و ديگران وسيله » را نشان مىدهد . در توضيح اين نظريه كه از لابلاى بحث و گفتگوهاى مربوطه بر مىآيد ، مىتوان گفت : با توجه به قابليت انعطاف و سازش با هر گونه هدفگيرى و مسيرى كه در تاريخ حيات طبيعى بشرى وجود دارد ، ما نمىتوانيم اصول و قوانين و تعريفات معينى را براى « انسان آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » تعيين نموده و بر مبناى آنها طبيعت و اهداف و مسيرهاى حيات او را مانند ديگر علوم مربوط به جهان طبيعت مورد شناخت و بهره بردارى قرار بدهيم و آنچه كه به خوبى ديده مىشود و نمودها و سطوح قابل درك تاريخ نشان مىدهد ، چنان كه گفتيم خودخواهى و لذت پرستى و سودجويى است كه بشر همواره خواسته است با حد اقل تلاش و صرف انرژى از بالاترين محصولات امور مزبوره استفاده نمايد . به نظر مىرسد اين نظريه هم مانند نظريه يكم و دوم ، نمىتواند تفسير صحيحى در بارهء « انسان آن چنان كه هست » براى ما ارائه بدهد . زيرا : اولا : اين يك تجاهل است ادعا كنيم كه ما از اصول بنيادين طبيعت