تفسير عمومى خطبهء هشتاد و سوم
امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه در بارهء انسان ، از جهات متعدد و با نظر به موجوديت او كه داراى استعدادها و قواى متنوع است ، مطالبى را بيان فرموده است . همچنين حقايقى را در بارهء خداوند كه خالق انسان است و انسان بايد معرفت و گرايش به او داشته باشد و نيز مسائل مربوط به مبدء حركت و مسير و مقصد نهائى حيات آدمى را مطرح و اصول و قضاياى كلى در بارهء اين كه اين انسان چه بايد باشد و چگونه بايد زندگى كند را متذكر شده است .
و بدانجهت كه امير المؤمنين در سخنان خود در نهج البلاغه انسان را هم در قلمرو « آن چنان كه هست » و هم در قلمرو « آن چنان كه بايد » بطور بنيادين و كاملا اصيل توضيح و تفسير فرموده است و در اين توضيح و تفسير استفاده از آيات قرآنى در حد اعلا انجام گرفته است ، لذا مىتوان گفت : ما مىتوانيم انسان در قلمرو فوق را از سخنان امير المؤمنين عليه السلام در پرتو قرآن بشناسيم و ديدگاه اسلام را در هر دو مورد از سخنان آن حضرت استنباط كنيم .
مخصوصا با در نظر گرفتن اين حقيقت مسلم كه طرح كنندهء مسائل مزبور در بارهء انسان ، باضافهء اين كه خود يك انسان كامل است و با همهء ابعاد و مختصات انسان « آن چنان كه هست » و انسان « آن چنان كه بايد » نزديكترين آشنائى را دارد ، از قله اى مرتفع به اين موجود داراى سطوح گوناگون مىنگرد . منشاء احاطهء