تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

در توصيف خلقت انسان

يا اين انسانى كه خداوند او را در ظلمات رحمهاى مادران و غلاف - هاى پوشاننده بوجود آورد [ آن گاه انسان مسير تكون خود را بدين ترتيب پيش گرفت ] : نطفه اى در حال افزايش و متراكم از ذرات علقه اى پوشيده جنين در رحم ، شيرخوار ، كودك ، جوان سپس براى او قلبى حافظ و زبانى گويا و چشمى بيننده داد تا از روى تجربه و عبرت بفهمد و با جلوگيرى خويشتن از معصيت ، از ارتكاب آن خوددارى نمايد تا آن گاه كه به حد اعتدال خود رسيد و پيكرش راست شد استكبار وجودش را احاطه نمود و از مسير حق رميدن گرفت و بى پروا به خبط و خطا افتاد با دلو هوى و هوس [ براى زندگى خود ] آب كشيد كوشش و حركات مشقت بار براى دنيايش صرف كرد - براى تحصيل لذايذ عيش و طربش با تفكر خام در بارهء نيازهايش [ اين غافل مست براى زندگى خود ] مصيبتى را احتمال نمىدهد و محاسبه نمىكند و هيچ ترسى او را به خشوع وادار نمىسازد [ با اين غفلت تباه كنند ] در فتنه و لغزش فريبندهء خود ديده از اين جهان بر بست در حالى كه زمانى محدود و ناچيز در حيات لغزندهء خود ، زندگى كرد نتيجه اى از نعمتهاى خدا دادى نگرفت و فريضهء لازم را بجاى نياورد و ناگهان اندوه‌ها و ناگواريهاى مرگ با اين كه هنوز سوار مركب سركش خود كامگى بود و راه شادى و خوشى مىنورديد بر سرش تاختن گرفت در اين هنگام در حيرتى بىسابقه فرو مىرود و در امواج متلاطم در دو شكنجه‌ها شب بيدارى مىكشد [ از اين پس انبوه دردها و بيماريها بر سرش فرود مىآيند و [ او توانائى دفع آنها را از دست داده ] در ميان برادرى همتا و پدرى مهربان و مادر و خواهرى كه واى مرگ آنان را به شيون در آورده و در اضطراب شديد به سينه‌هاى خود مىكوبنددر اين حال [ اين انسان كه زندگيش لحظات نهائى خود را سپرى مىكند ] فرو رفته در سكرات رنجآور ، موت و شدائد موجب