تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
شود و عوامل جوى از باز گشت آن به فضاى دريا جلوگيرى نمايد ، از اختيار ما خارج گشته و مانند اين كه كاملا معدوم گردد ، ارتباطش را از ما مىبرد ، درست مانند اين كه كالائى را در مجراى معامله از دست مىدهيم و پولى در برابر آن مىگيريم ، قطعى است كه رابطهء آن كالا از ما بريده مىشود . [ البته هر دو موضوع موج و كالا براى تشبيه توضيحى آورده شده و نمىتوانند حقيقت مسئله مورد بحث ما را روشن بسازند ] مقصود اينست كه قانون حيات را بايد اين طور تلقى كرد كه « هر چيزى را كه مىگيريم چيزى را در مقابل آن از دست مىدهيم » انرژىها و استعدادها و امكانات را نه تنها در برابر پديده‌هاى عينى كه مىگيريم ، مصرف مىكنيم ، بلكه حتى تموجات ميل و اشتياق و لذت را كه نيز به نفع خود به راه مىاندازيم ، در حقيقت سكه‌هاى حيات خود را يكى پس از ديگرى يا مشت مشت ببازار معامله مىآوريم و از دست مىدهيم . از طرف ديگر ما انسانها را در اين معامله به دو گروه عمده در طول تاريخ مشاهده مىكنيم : گروه يكم - كسانى هستند كه به جهت دريافت عظمت و ارزش حيات ، محاسبهء دقيق در بارهء آنچه كه مىدهند و آنچه كه مىگيرند ، انجام داده ، گوهرى به قرصى نان نمىدهند ، يعنى مىدانند كه سرمايهء منحصر بفرد حيات كه هرگز حتى يك لحظه از آن تكرار نخواهد گشت . نبايد در راه هوى و هوسها و متورم ساختن خود طبيعى از دست داده شود ، اينان قيمت اين سرمايه را دريافته‌اند ، لذا مجانى و ارزان از دست نمىدهند و آن را در راه كمال و رشد حيات شخصى و تصعيد حيات كمالى اجتماع به كار مىاندازند . اين گروه از انسانها بيدارترين و خردمندترين نوع بشر مىباشند . گروه دوم - كسانى هستند كه هر لحظه اى از ميل و اشتياق و لذتى را كه اشباع مىكنند ، گمان مىكنند امتيازى را بدون اين كه چيزى را از دست بدهند تصاحب مىكنند اينان در مرحله اى بسيار اسف انگيز در حيات طبيعى محض قرار گرفته‌اند ، لذا هيچيك از اصول و قوانين تصعيد حيات كمالى براى