اينان مفهومى ندارد و شايد عده اى از اين گروه اصول و قوانين مزبور را بيش از پندارهاى بىاساس چيزى تلقى نمىكنند .
اينان جان و انديشه و عقل و وجدان را كه در توجيه و تقويت و تكميل به فعليت رساندن آنها كار و كوششى انجام ندادهاند ، بى ارزش تلقى نموده و آنها را قابل معامله با همه چيز مىدانند . مولوى از زبان اين سرمايههاى با عظمت ، صاحبان آنها را كه بدون محاسبهء ارزش ، آنها از دست مىدهند ، چنين مىگويد :
من ندانم آنچه انديشيده اى
اى دو ديده دوست را چون ديده اى
اى گران جان خوار ديدستى مرا
ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا
هر كه او ارزان خرد ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرصى نان دهد
در صورتى كه از ديدگاه اسلامى اين سرمايهها كه ساخته شدهء خداوندى است ، با هيچ قيمتى قابل ارزيابى نيست ، مگر قيمتى كه خداوند مقرر فرموده است : * ( إِنَّ الله اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ ) * ( 1 ) ( قطعى است كه خداوند نفوس و اموال مردم با ايمان را خريده است ) :
فروشنده حسين هستيش كالا مشترى يزدان
بيا كالا ببين بايع نگه كن مشترى بنگر
فقط با اين مبناى الهى است كه مىتوان از انسانها توقع داشت كه امتيازات حياتى را كه در اين زندگانى بدست مىآورند ، در اختيار انسانهائى كه نهالهاى باغ خداوندى هستند بگذارند ، زيرا اين گونه خدمت به انسانها معامله با خداوند بخشندهء حيات و امتيازات آن است .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه آيهء 110