اول جسم طبيعى آلى است از آن جهت كه زاد و ولد مىكند و پرورش مىيابد و تغذيه مىكند و نفس حيوانى كمال اول جسم طبيعى آلى است ، از جهت اعمالى فكرى كه به اختيار انجام مىدهد و استنباط به رأى و از جهت ادراك كليات » ( 1 ) . ابو حامد غزالى نيز تقريبا راه ابن سينا را در پيش گرفته و نفس انسانى را چنين تعريف مىكند : « كمال اول براى جسم طبيعى آلى است از جهت انجام افعالى از روى اختيار عقلى و استنباط بالرأى و ادراك امور كلى » ( 2 ) البته غزالى ابعاد و جنبههاى روحانى و ملكوتى نفس را پيش از عده اى ديگر از حكماء مورد اهميت قرار مىدهد . ابن طفيل راه خود را در تعريف نفس از حكماى فوق الذكر جدا كرده چنين مىگويد : « اما انسان را علاوه بر آنچه حيوان و نبات دارند ، چيزى است برتر ، كه بدان روحانيات و معقولات را كه مجرد از مادهاند ، درك مىكند و اين امور به حواس خارجى و داخلى كه جز اجسام را يا آنچه را كه در جسم باشد درك نمىكنند ، دريافت نشوند . پس بايد در انسان قوه اى ديگر باشد كه نه جسم باشد و نه قوه اى در جسم كه اين امور را بدان درك كند و حقيقت ذات او در آن باشد . اين قوه همان است كه آن را نفس ناطقه مىخوانيم و اين نفس ناطقه امرى است ربانى و الهى كه نه مستحيل شود و نه فساد بدان راه يابد و نه موصوف به صفات اجسام است و نه به حواس درك مىشود و نه به خيال آيد و نه جز بوسيلهء خود او بوسيله اى ديگر شناخته شود . او هم عارف است و هم معروف ، هم عالم است و هم معلوم . و اين امور موجب اختلاف و تباين نيست ، زيرا تباين و جدائى صفت جسم و عوارض جسمانى است و آنجا نه جسم است و نه صفت جسم و نه لواحق جسم » ( 3 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٩
هامش
( 1 ) . النجاة ص 158 .
( 2 ) . مأخذ مزبور ص 563 .
( 3 ) . مأخذ مزبور 625 و 626 .