تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
انگيزه مىتواند بزرگى و اهميت استعدادهاى انسانى را اثبات نمايد ، نه لزوم احترام ذات انسان را ، زيرا احترام و تقديس و ابراز احساسات شريف از اعماق دل و روح در موردى است كه انسان مورد احترام كارى را از روى آگاهى و هدفگيرى عالى انسانى در ما فوق خودخواهىها و عوامل جبر و شبه جبرى و معامله گرى انجام بدهد و ما مىدانيم كه اغلب كارها و نمودهاى چشمگيرى كه بشر از خود بوجود آورده است مستند به عوامل مزبور بوده است ، نه از روى هدفگيريهاى عالى انسانى ، مخصوصا پيشرفتهاى سه قرن اخير جوامع صنعتى كه به استثناء اقليت اسفناك مستند به عوامل خود خواهىها و عوامل جبرى و شبه جبرى و سوداگريهائى بوده است . خلاصه بروز كارها ، و نمودهاى چشمگير و جالب از بنى نوع انسانى نمىتواند فى نفسه لزوم احترام ذات انسانى را ثابت نمايد ، بلكه بايد ديد انگيزه و هدف از آن كارها و نمودها چه بوده است . انگيزهء ششم - انسان گرائى عقلانى ( امانيسم ) هواخواهان اين نظريه مطالبى را براى اثبات صحت مدعاى خود مىآورند كه مقدارى از آنها باردار عواطف و احساسات است كه ما آنها را بر دو قسم تقسيم كرديم ( احساسات و عواطف خام و ابتدائى كه بىپايه بودن آنها را بعنوان انگيزهء احترام ذات اثبات كرديم و احساس عميق و تصفيه شده كه گفتيم : چنين احساسى ريشهء دينى دارد ، زيرا براى تحرك اين احساس ، درك عظمت و ارزش انسان بعنوان يك جزء اساسى از آهنگ كل هستى كه تا بمراحل عالى مساوى هدف هستى مىتواند برسد ، ضرورت دارد . مقدارى ديگر از مطالبى كه براى اثبات انسان گرائى عقلانى گفته مىشود ، استناد به حكم عقل در بارهء لزوم حمايت از بنى نوع انسانى است كه گفته مىشود : اين حكم عقل بديهى است . ولى اگر بخواهيم در اين مطلب دقت بيشترى داشته باشيم ، خواهيم ديد ، مسئله پيچيده تر از آن است كه يك سنت شبيه به اخلاق تابو را با نام پر طنطنهء عقل به ثبوت برسانيم ، زيرا