فعليت و ادامهء خويشتن مىباشد . و ما مىتوانيم ارزش و احترام حيات را بطور عام از آن مواد حقوقى كه اسلام براى حيوانات مقرر داشته است ، بدست بياوريم .
فقهاء در بيان علت وضع مواد حقوقى الزامى در بارهء حيوان كه ذيلا ملاحظه خواهيم نمود ، ارزش و احترام خود حيات را كه جاندار داراى آن مىباشد ، بميان مىآورند . با در نظر گرفتن اين مواد حقوقى براى مطلق پديدهء حيات و جان روشن مىگردد كه جان و حيات آدمى چه ارزشى دارد و اين ارزش و احترام جز با نگرش به اين پديده از مقام والاتر ، هيچ معنائى نمىتواند داشته باشد . يعنى ارزش و احترام پديدهء شگفتانگيز حيات براى كسى مىتواند مطرح شود كه عنايت خاص الهى را در اين پديده بپذيرد و پذيرندهء عنايت خاص الهى در بارهء حيات ، وجدان و فطرت پاك آدمى است كه خود را در لذت و الم با ديگر جانداران مشترك ميداند . آن انسانى كه از شكنجه بدون دليل يك جاندار و يك انسان احساس درد و ناگوارى نمىكند ، قطعا وجدان و فطرت اصيل خود را از دست داده است .
نگاهى به « حقوق حيوانات در اسلام »
در قوانين حقوقى كه پيش از اسلام در جوامع و ملل رايج بودهاند ، حقوقى براى حيوانات ديده نمىشود اگر هم مقرراتى پيش از اسلام و پس از اسلام در ديگر اقوام و ملل تا قرن اخير ديده شود ، انگيزه اى جز احترام به احساسات خود انسانها نداشته است . بعبارت روشنتر جنبهء عاطفى محض انسانها بوده و هيچ عامل تضمين و تأمين الزامى ندارد و در حقيقت نوعى مقررات احساساتى و غير الزامى را در بارهء حيوانات مراعات نمودهاند . در اروپاى قرن اخير حركاتى در بارهء حمايت از حيوانات مشاهده مىشود كه همانطور كه اشاره كرديم ، مستند به عاطفهء محض است و از انگيزهء اصيل حقوقى برخوردار نمىباشد . در دين اسلام جان هر جاندارى مادامى كه عامل ضرر بر انسانها