* ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * ( 1 ) ( آگاه باشيد ، قطعا براى اولياء اللَّه خوف و وحشتى نيست و آنان اندوهگين نمىشوند ) . با اين بيان كه در بارهء شكر در هنگام برخوردارى از نعمتها متذكر شديم ، معلوم مىشود كه شكر و ثنا عبارت از مقدارى الفاظ مربوطه نيست كه بطور اعتيادى و اسقاط بار تكليف شاق ادا مىشود ، اين گونه ثنا گفتن نوعى ترك ثنا و شكرگذارى است . بلكه شكر و ثنا عبارتست از تفكر در فيض هستى كه با ارزشترين نعمت خداوندى است و اين تفكر و اعتقاد ، حتى نعمت بودن نفسهائى را كه انسان برمىآورد ، اثبات مىكند ، چه رسد به نعمت عقل و قلب و وجدان با صدها فعاليتى كه دارند . اين توجه و تفكر و اعتقاد موجب مىشود كه حق آن نعمتها ادا شود . حق نعمت و فيض وجود ، اينست كه آدمى حتى يك لحظهء آن را تباه نسازد و دست از تكاپو و سبقت در تحصيل خيرات و كمالات برندارد . حق نعمت عقل با انواع فراوانى از فعاليت كه دارد ، به كار انداختن صحيح آن در همهء ابعاد هستى خويش و همنوعان است . حق نعمت قلب و وجدان به - فعليت رساندن همهء استعدادهاى آنها است كه عوامل رشد و كمال انسانى مىباشند . حق نعمت قدرت عبارت است از بهره بردارى از آن در هموار كردن طرق منطقى « حيات معقول » خود و ديگر انسانها . حق نعمت زيبائى عبارتست از درك ارزش آن كه وابسته به كمال معنويست و انتقال بوسيلهء درك آن به فهم جمال هستى و شكوه آن كه وابسته به جمال الهى است . . . ادا كردن اين حقوق شكر آن نعمتها است كه عنصر دوم زهد است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 11
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١
اى خدا ، اين وصل را هجران مكن
سرخوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد اين مستان و اين بستان مكن
كعبهء آمال ما اين درگه است
كعبهء آمال را ويران مكن
هامش
( 1 ) . يونس آيه 62 .