نماز و عبادات و زندگى و مرگ من از آن خداوند پرورندهء عالميان است ) در آن هنگام كه اصل اساسى حيات بر مبناى : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ( 1 ) ( ما از آن خدائيم و به سوى او برميگرديم ) استوار شود ، رؤيه سطحى حيات آدمى ، زندگى دنيوى است و رويهء عميق و اصلى آن حيات اخروى است كه مجموعا « حيات معقول » ناميده مىشود . براى توضيح بيشتر مراجعه به مبحث « حيات معقول » شود . حيات معقول نه احتياجى به پاداش سوداگرانه دارد و نه ترسى ناشى از ناتوانى و زبونى . حيات معقول هدف اعلاى خود را در ذات خود مىبيند ، زيرا اين حيات از چنان فروغ و جاذبهء ربانى برخوردار است كه هيچ يك از متاع دنيا و امتيازات و نعمتهاى پاكيزهء آن ، بلكه چنان كه در انگيزهء عبادت امير المؤمنين ديدهايم ، نعمتهاى بهشتى و بيم از عقاب دوزخ نيز نمىتواند چنين انسانى را به خود مشغول بدارد . درجهء دوم زهد عبارتست از اعراض از عوامل خوشايند و لذتبار زندگى دنيوى براى وصول به امتيازات و نعمتهاى بهشتى و دورى از عقاب دوزخ . اين درجه از زهد از نظر ارزش قابل مقايسه با درجهء يكم نيست كه واجد كمال و عرفان حقيقى است . با نظر به بيانات گذشته مىتوانيم معنائى را كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير در بارهء زهد فرموده است ، درك كنيم : « زهد كوتاه كردن آرزو است و شكر در هنگام برخوردارى از نعمتها و پرهيزكارى در مورد روياروئى با محرمات » ملاحظة مىشود كه در اين تعريف بجاى « اعراض از نعمتهاى پاكيزهء دنيا » ، شكرگذارى در موقع برخوردارى از نعمتها آمده است . آرى اينست زهد و عرفانى كه از پيشواى شماره دوم اسلام تعريف شده است . در اين تعريف سه عنصر مهم وجود دارد كه بطور مختصر توضيح مىدهيم :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩
هامش
( 1 ) . البقرة آيه 156 .