تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
شير به آنان تغذيه مىكردند و هيچ ارتباطى هم با ميدان جنگ نداشتند ، قطعه قطعه كنم توپها و موشكها و خمپاره‌ها را در نيمه‌هاى شب كه پير مرد كهنسالى در كوخ محقر خود سر ببالش استراحت نهاده و مادرى كه در يك ساختمان خشتى و گل اندود ، كودكش را به بغل چسبانده و با نفسهاى گرم مادرانهء خود حرارت حيات بخش را در او مىدمد ، بسوى آنان پرتاب مىكردم ، خوب ديگر جنگ است و در جنگ نقل و نبات كه پخش نمىكنند اگر يك متفكرى ادعا كند كه من در مقابل هزار دليل كه مدعيان پيشرفت انسانيت و تكامل عقلائى مىآورند ، فقط با يك دليل ، آرى فقط با يك دليل آن هزار دليل را رد نموده و پوچ بودن همهء آنها را اثبات ميكنم و آن عبارتست از قيافهء ضد بشرى انسانها در ميدان جنگ ، اين متفكر صحيح مىگويد و عين حقيقت را بيان مىكند و مطلبى را ابراز مىكند كه تأويل و توجيه آن نابخردانه تر از خود نابخردى بشر در موقع جنگ است . سپاهيان من ، اينجا ميدان جنگ است و صحنهء كارزار - از هيجانات حيوانى و درنده خوئى خود جلوگيرى كنيد ، از انتقام جوئىهاى ددمنشانه بپرهيزيد ، كينه توزىهاى شخصى را فراموش كنيد ، شما در ميدان جنگ و كارزاريد ، اين ميدان براى آگاهان و خردمندان يك نام ديگر دارد كه هرگز آن را از نظر دور نمىدارند ، اين نام كه متأسفانه در كتابهاى لغت پيدا نمىشود و شايد لغت دانان از خجلت و شرمندگى اين لغت را در كتابهايشان نمىآورند ، عبارتست از جايگاهى كه بزرگترين جلوه گاه مشيت خداوند كه حيات انسان است از مسير طبيعى خود كنار افتاده و در گردابهاى هولناك گرفتار طوفان هوى و هوسها مىشود ، حق و ناحق و زشت و زيبا و بايد و نبايد و همهء اصول پذيرفته شدهء انسانى رنگ خود را مىبازد و خنثى مىگردد و انگيزگى خود را از دست مىدهد . اينست نام اصلى اين ميدان كه درندگان انساننما اسم آن را ميدان بروز قهرمانى قهرمانها ناميده‌اند ، و ملاك استحقاق اين اسم را بىپروائى