تفسير عمومى خطبهء شصت و ششم
3 ، 4 - معاشر المسلمين ، استشعروا الخشية ( اى گروههاى سپاه مسلمين خشيت خداوندى را شعار خود قرار بدهيد )
اى سربازان الهى ، اينجا ميدان جنگ است ، هيچ حركتى را بدون خشيت خداوندى انجام ندهيد
سپاهيان من ، اينجا ميدان جنگ است و صحنهء كارزار ، اينجا است جايگاهى كه در هر لحظه احتمال خاموشى شعلهء فروزان حيات موج مىزند . هر لحظه اى كه مىگذرد ، آن كسى كه خود را زنده مىبيند ، مىپندارد كه زندگى تازه اى يافته ، روز اول تولدش را تجسيم مىنمايد . همهء صحنهء پهناور كارزار يك نوار باريك مرزى است كه يك طرف آن زندگى و طرف ديگرش مرگ است . هر - شمشيرى كه بر تارك يا بر سينهء يك انسان فرو مىرود ، صدها تفكرات و احساسات و كاخهاى آمال و آرزوها و اميدها را فرو مىريزد ، و از يك انسان جاندار لاشه اى بيجان در خاك و خون مىاندازد ، در حالى كه صدها چشم در دودمانش بانتظار نشسته از هر كسى سراغش را مىگيرند و از هر صدائى كه از در خانه در مىآيد ، اميدها و احتمالات در درون آن چشم در انتظارها مىجوشد كه شايد آن عضو كاروان سفر هولناك هم اكنون با گرد و غبار از راه مىرسد .