تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

هيچ شكستگى در درون انسان بوجود نمىآيد مگر اين كه آدمى به نظارهء قدرت مطلقه اى كه مىتواند آن شكست را جبران نمايد اميدوار است و هيچ تاريكى فضاى درون را اشغال نمىكند مگر اين كه روزنه نورى اگر چه ضعيف باشد از يأس مطلق جلوگيرى مىنمايد

يأس و نوميدى در درون انسانها كه نهالهاى باغ هستى بوده و مورد لطف و عنايت باغبان دانا و توانا هستند ، هرگز به درجهء مطلق نمىرسد . قدرت بازسازى درون هنگام سختترين شكستها و تابش فروغ تابناك از روزنهء درون در هنگام فرا گرفتن تاريكىهاى شديد ، از پديده‌هاى طبيعى نيستند كه بتوان آن دو را با محاسبه‌ها و مقايسه‌هاى معمولى ناديده گرفت . چنان كه بقول بعضى از انسان شناسان براى نابودى كلى وجدان ، سقوطى از مرتفعترين نقطه آسمان به پستترين نقطهء زمين لازم است ، همچنان براى شكست مطلق درون كه هيچ اميدى بر جبران آن نماند و براى تاريكى مطلق فضاى درون كه همهء روزنه‌هاى نور را از فضاى درون ببندد ، سقوطى شبيه به سقوط از هستى به نيستى مطلق لازم است . در آن هنگام كه احساس شكست درون شما را مختل بسازد ، اگر خود شما با دست خويشتن تيشه اى بر بنيان استعداد بازسازى فرود نياوريد ، دست غيبى به سراغ شما مىآيد و به نوسازى بنيان درون مىپردازد . اگر خود شما روزنه‌هاى بىشمار درون را با يأس و نوميدى سختتر از آهن و پولاد نبنديد ، بطور قطع همه يا برخى از روزنه‌هاى كار خود را كه راه دادن به فروغ نور الهى است ، انجام خواهند داد .
هان مشو نوميد چون واقف نه اى ز اسرار غيب باشد اندر پرده بازىهاى پنهان غم مخور
اگر ما با طوفانهاى هوا و هوس و گردبادهاى تندوز تخيلات و برف و كولاكهاى افسرده كننده يأس و نوميدى درون را در خزان غم انگيز فرو نبريم ، بار ديگر بهار درون از راه مىرسد و ترانه‌ها سر مىكشند و گلها و رياحين