پاكش با آن موصوف است و عدم توانائى هيچ موجودى براى عرض اندام و تزاحم در برابر مشيت او از طرف ديگر و جامع بودن آن ذات اقدس همهء كمالات و فعليتها را ، بهترين دليل محتواى جمله ايست كه امير المؤمنين مىفرمايد كه : « مخلوقات را نه براى شدت دادن به سلطه و اقتدار خود آفريد و نه . . .
25 ، 24 - لم يحلل فى الأشياء فيقال هو فيها كائن و لم ينأ عنها فيقال هو منها بائن ( خداوند سبحان در اشياء حلول نكرده است كه گفته شود : خداوند در توى آنها است و از آن اشياء دور نشده است كه گفته شود : خداوند از آن اشياء جدا و مجزاست ) .
تذكر - در نسخهء دكتر صبحى صالح جملهء بالا چنين است : فيقال هو كائن و يقينا غلط است ، بلكه صحيح همان است كه در بالا آورديم : ( فيقال هو فيها كائن ) و در نسخهء ابن ابى الحديد هم ضمير مجرور ( فيها ) وجود دارد . اين مسئله كه رابطهء خداوندى را با موجودات بيان مىكند در مجلد دوم از اين ترجمه و تفسير در تفسير خطبهء اول مورد بررسى قرار گرفته است ، مراجعه شود . 26 ، 27 ، 28 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32 - لم يؤده خلق ما ابتدء و لا تدبير ما ذرا و لا وقف به عجز عمّا خلق و لا ولجت عليه شبهة فيما قضى و قدّر بل قضاء متقن و علم محكم و امر مبرم ( آفرينش آنچه كه اقدام به خلقت آن نموده و تدبير آنچه كه بوجود آورده است ، سنگينى و خستگى براى او نداشته و ناتوانى از ايجاد كائنات و به راه انداختن آنها او را متوقف نساخته است و در اجراى قضا و گستردن نقشهء هستى اشتباهى بر او وارد نگشته ، بلكه قضايش متقن و علمش محكم و امرش مبرم است ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٢