تفسير عمومى خطبهء شصت و پنجم
1 ، 2 ، 3 ، 4 - الحمد للَّه الَّذى لم تسبق له حال حالا فيكون أوّلا قبل أن يكون آخرا و يكون ظاهرا قبل أن يكون باطنا ( ستايش مر خداى راست كه حالى از او به حال ديگرش سبقت نگرفته است تا براى وجود و يا حال او آغازى پيش از پايانش بوده باشد و براى او ظاهرى باشد پيش از آنكه باطنى گردد ) .
تحول و دگرگونيها راهى بمقام شامخ الهى ندارند
حركت و سكون و استمرار و توقف ، تقدم و تأخر با انواع گوناگونى كه دارند ، محصولى از مشيت قاهرهء آن ذات اقدس كه در كارگاه بسيار بزرگ و پهناور هستى بجريان انداخته است . دگرگونى واقعيتها از حالاتى به حالات ديگر بهر نوعى و شكلى كه تصور شود ، حكايت از وابستگى متغيرات و دگرگون شوندهها و ناتوانى آنها در برابر عوامل تغيير مىنمايد . حلقههاى زنجيرى كائنات چنان وابسته به غيرند كه توقف يك لحظه اى يكى از آن حلقهها ، مىتواند همهء آنها را مختل و از مجراى قانونى مقررشان خارج كند . به همين جهت است كه تاكنون هيچ متفكر آگاهى نتوانسته است احتياج و وابستگى