تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
مگر به عنوان وسيله اى براى سمتيابى در خشكى و يا در دريا ، زيرا علم نجوم انسان را به كهانت مىكشاند و منجم مانند كاهن است و كاهن مانند ساحر و ساحر مانند كافر و كافر در آتش است . حركت كنيد به نام خدا ) .

علم هيئت بلى ، و اما نسبت دادن حوادث و سرنوشت مردم به ستارگان ، نه هرگز

چنان كه در گذشته گفتيم آيات قرآنى در تحريك و تشويق مردم به فراگيرى علوم مربوط به كرات آسمانى و فضا فراوان است و هيچگونه ترديدى در اين نيست كه علوم مزبوره در حقيقت شناختهاى ما را در بارهء آيات خداوندى در اين كيهان بزرگ وسعت و كمال مىبخشد و همچنين قطعى است كه استخراج احكام مربوط به سرنوشت انسانها از ستارگان خرافاتى است كه اسلام با كمال جديت با آنها بمبارزه برخاسته است . اين مبارزه در جملات امير المؤمنين عليه السلام كه ما در اين صفحات تفسير مىكنيم به حد اعلاى خود رسيده است . در اينجا حتى آموزش احكام نجومى ممنوع اعلام شده است ، مخصوصا با نظر به اين كه علم به يك عده مسائل غالبا براى نفوس ضعيف موجب اعتقاد مىگردد . اين اعتقاد ناشى از تلقين صحت مبادى و اصول آن علم به خويشتن مىگردد و انسان بدون اين كه متوجه شود ، فرا گرفته‌هاى خود را بعنوان واقعيات مىپذيرد لذا امير المؤمنين ( ع ) حتى از آموزش مسائل مربوط به احكام نجومى نهى فرموده است . ولى يك مسئله در اين مبحث وجود دارد كه تذكر به آن لازم است و آن اينست كه اگر آموزش احكام نجومى وسيله اى براى انتقاد و اثبات خرافات بودن آنها بوده باشد ، چنان كه در آموزش سحر گفته شده است ، ممنوع نمىباشد . سپس امير المؤمنين عليه السلام شناخت ستاره‌ها و حركات و موقعيتهاى آنها را براى استفاده در خشكى و دريا از ممنوعيت استثناء فرموده و آن را تجويز مىفرمايد . البته مسلم است كه با نظر به ديگر منابع اسلامى اين استثناء بيان بعضى از مصاديق معقول و قابل استفاده از ستاره شناسى