به واقعيات اگر چه بطور ناچيز وجود داشت . ولى تكامل ما در برچسب زدن به دنيا و فريفتن خود و ديگران و آماده كردن زمينه براى فريبكارى انسان شناسان حرفه اى كه خدا نصيب حيوانات و حشرات هم نكند ، متوقف نمىگردد ، اين تكامل آن چرخ نيست كه در يك نقطه متوقف شود ، تازه نوبت قدرتمندان و سياستمداران ماكياولى مىرسد و اين مسيرى كه براى آن نهايتى نه از نظر كميت و نه از نظر كيفيت وجود ندارد ، يك فريب فراگير همهء ابعاد و سطوح مغزى و روانى را وارد ميدان مىسازد و فريب خوردگان فريب خورده از فريب خوردگان دنيائى را كه با برچسبهائى از خود انسانها به پيشانى دارد ، مىفريبد . اينجا است كه سر فصل تكامل به حد نصاب مىرسد ، و به بركت اين تكامل روز در همان حال كه آفتاب در وسط فضا است مبدل به نيمهء شب يلدا مىگردد . عدد 2 با اين كه از دو واحد حقيقى تركيب يافته است ، مبدل به 5 - 100000 مىشود و اگر قدرتمند ميل فرموده باشد كه حتى بيش از آن رقم هم بوده باشد ، هيچ مانعى وجود ندارد فقط مانعى كه براى اين ميل وجود دارد ، جسارت بر سياستهاى حرفه ايست و بس . با اين مقدمه بايد بدانيم كه خداوند متعال در بارهء ما چه انحرافات را ميداند كه ما خود از آن آگاه نيستيم .
سپس امير المؤمنين مىفرمايد : « و اگر من به ارتكاب خطا برگشتم ، تو بار ديگر مرا مشمول عنايت و مغفرتت بفرما . با نظر به اين كه -
دم به دم وابستهء دام نويم
هر يكى گر باز و سيمرغى شويم
صد هزاران دام و دانه است اى خدا
ما چو مرغان حريص بينوا
اى هميشه حاجت ما را پناه
بار ديگر ما غلط كرديم راه
از طرف ديگر خداوند متعال تواب و رحيم است . او غفار الذنوب و رحمتش از همه چيز گسترده تر است :
باز آ باز آ هر آنچه هستى باز آ
گر كافر و گبر و بت پرستى باز آ
اين درگه ما درگه نوميدى نيست
صد بار اگر توبه شكستى باز آ