مىتوان سوار شد ، همانا صبر و شكيبائى و توسعه در ظرفيت روانى است كه ضرورت و منافع آن غير قابل توصيف است .
مختص يازدهم - تقوى را توشهء عبور از پل مرگ قرار مىدهد ، زيرا در آن عرصهء حساب دقيق فقط قلب سليم و شخصيت رشد يافته بوسيلهء تقوا است كه مىتواند رستگار شود .
مختص دوازدهم - راه روشن و هموار را كه صراط مستقيم ناميده مىشود پيش گرفته و از سنگلاخها و پرتگاهها و خارستانهاى راههاى منحرف نجات پيدا مىكند .
مختص سيزدهم - امكانات و لحظات عمر را غنيمت شمرده ، تسليم حوادث جبرنماى زندگى نمىشود كه بنشيند و اختلال مزاج بوسيلهء عوامل مرگ بسراغش بيايد و گريبانش را بىامان بگيرد ، بلكه زندگى را چنين تنظيم مىكند كه گوئى : مرگ در يك قدمى او است .
أعمل لدنياك كأنَّك تعيش أبدا و اعمل لأخرتك كأنَّك تموت غدا
( براى تحصيل وسائل حيات طبيعى چنان كوشا باش كه گوئى در اين دنيا زندگى ابدى خواهى داشت و براى آخرت خود چنان عمل نما كه گوئى فردا خواهى مرد ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٦