تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
نور و برهان روشنى را براى بشريت آورد كه انسانها با عمل به آن نور و برهان مىتوانند از تاريخ طبيعى كه داشته‌اند وارد تاريخ انسانى گردند . معناى ديگرى نيز براى پايان دادن به گذشته مىتوان در نظر گرفت . و آن عبارتست از ختم نبوت و رسالت بوسيلهء پيامبر اكرم ( ص ) كه پس از او هيچ كسى و هيچ مقامى حق ادعاى نبوت و رسالت را ندارد . خداوند متعالى براى اثبات خاتميت پيامبرش باضافهء اين كه مكتبش را كاملترين مكتبها و اديان قرار داد بطورى كه هيچ نقص و نارسائى در آن راه ندارد ، هر كسى را كه ادعاى پيامبرى پس از آن بزرگوار نمود ، چنان مفتضح و رسوايش ساخت كه براى هيچ خردمندى آگاه جائى براى شك و ترديد باقى نگذاشت . 4 - گشايندهء گروه‌هاى پيچيده - اگر حيات انسانى را با تمام ابعاد مادى و معنويش در نظر بگيريم ، هيچ مكتب و دينى مانند دين اسلام گشايندهء گره‌ها و معماهاى پيچيده شئون حيات بشرى نمىباشد . سطح نگران از زندگى بيك رضايت سطحى به جريان بعد طبيعى قناعت ميكنند و انسان را در زندان تاريخ و محيط و تمايلات حيوانيش با باز گشتن طرق اشباع خواسته‌ها و شهوات حيوانيش ، محبوس مىنمايند و نام آن را حيات انسانى مىنامند و ديگر ابعاد اصليش را بعنوان پندارهاى بىاساس به او تلقين مىكنند و سپس با كمال بى اعتنائى به صدها گروه‌ها و معماهاى پيچيدهء حيات حقيقى او ، فرمول « در آوريد و بخوريد و بخوابيد و عده اى مانند خود را بىهدف به اين كرهء خاكى بغلطانيد و سپس راهى زير خاك شويد ، كار شما تمام است » براى او ديكته و قابل پذيرش مىسازند شكر خداى بزرگ را كه انسانها در موقع تولد بدون اين تلقينات بىپايه قدم به اين دنيا مىگذارند و همواره با انواعى گوناگون از گره‌ها و سئوالات و سرپيچىها و جنگ و كشتارها دروغ بودن آن تلقينات را اثبات ميكنند . 5 - اعلان كنندهء حق بر مبناى حق - همانطور كه آيات قرآنى تأكيد مىكند