تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
كه ماده در زنجير علل و معلولات است ، از كارى كه در آن انجام مىگيرد ، تفكيك نمائيم و فاعل كار را كه غير از حلقه‌هاى زنجيرى ماده بنام علل و معلولات مستقيم منظور ميشوند ، با كمال بداهت و وضوح ببينيم . يكى از بزرگترين مغزهاى متفكر كه به اين نكته متوجه شده و با بيانات گوناگون توجه به آن را توصيه نموده است ، جلال الدين محمد مولوى است . او مىگويد : مادامى كه در زندان حواس طبيعى و عقل نظرى كه وسيلهء كارى جز محسوسات طبيعى ندارد ، گرفتار هستى ، همهء دريافتهاى تو در اسباب و علل ظاهرى طبيعى خلاصه خواهد گشت ، در صورتى كه چشم نافذ از اين اسباب و علل نفوذ مىكند و با آگاهى والاترى سبب مستقيم همهء حقايق و نمودها و روابط و حركات را مىبيند :
بىسبب بيند چو ديده شد گذار تو كه در حبسى سبب را گوش دار با سببها از مسبب غافلى سوى اين روپوشها زان مايلى هين ز سايه شخص را ميكن طلب در مسبب رو گذر كن از سبب
ملاحظه مىشود كه در بيت دوم كلمهء روپوش را در بارهء اسباب و علل طبيعى به كار برده است كه همان حجاب است .
در حقيقت خالق آثار ، اوست ليك جز علت نبيند اهل پوست
در بيت سوم صريحا فياضيت و خالقيت مستقيم خداوندى را گوشزد مىنمايد .
اى ز غفلت از مسبب بىخبر بندهء اسباب گشتستى تو خر

در بارهء شناخت « عليت » هنوز تحت تأثير درك و فهم دوران كودكى خود هستيم

چه اسف انگيز است حال مردمى كه به اندوخته‌هاى دوران كودكى و ابتدائى خود كه بر محور علت و معلول طبيعى دور مىزنند ، چنان عشق و علاقه بورزند كه پس از ورود به مراحل رشد روحى و مغزى و باز شدن استعدادهاى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 95 | محمد تقي جعفري