خداوند مردم را از بدست آوردن معرفت لازم در بارهء خويش محجوب نساخته است
از يك طرف وجدان و عقل سليم آدميان مىگويد : علم بوجود خداوند سبحان يك علم بديهى است و وجود او آشكارترين حقيقتى است كه براى انسانها مطرح است . از طرف ديگر قرآن مجيد نيز اصرار به بداهت وجود آن ذات اقدس مىنمايد . مانند : * ( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي الله شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ ) * ( 1 ) ( آيا در وجود خداوند آفرينندهء آسمانها و زمين شكى وجود دارد ) * ( هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * ( 2 ) ( او است اول و آخر و او است ظاهر و باطن و او به همه چيز دانا است ) همچنين روايات فراوانى كه به جهت صحيح بودن آنها مورد استشهاد و استدلال حكماء و متكلمين قرار گرفته است ، دلالت صريح به بداهت وجود خدا دارند كه نمىتوان آنها را تأويل و تفسير بخلاف ظاهر نمود . يكى از آن روايات همين جملهء مورد تفسير است كه امير المؤمنين مىفرمايد : « مردم را از بدست آوردن معرفت لازم در بارهء وجود و آثار و نشانهايش محجوب نفرموده است » . در يكى از جملات دعاى عرفه ، امام حسين ( ع ) چنين مىگويد : ألغيرك من الظَّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك ، متى غبت حتّى تحتاج إلى دليل : ( آيا براى ما سواى تو آن روشنائى و ظهور وجود دارد كه تو آن را نداشته